إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ جز اين نيست كه آنها گمانپردازى مىكنند ، يعنى آنچه باعث شده آنها اين عقيده را داشته باشند فقط گمان است ، نه اين كه براى آن دليلى داشته باشند .
بيان : اگر چنانچه تعقّل كنند و عناد و انكار را كنار گذاشته انصاف را مراعات كنند ، مىيابند كه فطرت و عقل سليم انسانى دلالت مىكند بر آن كه فاعلِ حوادث ، حضرت كردگار است نه روزگار ، و لذا حضرت رسالت صلى الله عليه و آله فرمود :
لَاتَسُبُّوا الدَّهْرَ ؛ فَإِنَّ الدَّهْرَ هُوَ اللَّهُ . « 1 »
يعنى حادثكنندهء حوادث و واقع سازندهء وقايع ، خداست نه دهر و روزگار ، پس فاعل آن را دشنام ندهيد .
( آيهء 25 ) ( وَ إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ ءَايتُنَا بَيّنتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّآ أَن قَالُواْ ائْتُواْ بَابَآلِنَآ إِن كُنتُمْ صدِقِينَ )
تفسير :
و چون نشانهها و دلايل روشن ما در موضوع معاد بر آنها خوانده شود براى انكار و نپذيرفتن آن جز اين حجّت و دليلى ندارند كه مىگويند : اگر شما راستگوييد پدران ما را از قبر بيرون آوريد تا ما ايمان بياوريم .
و شبههاى نيست در آن كه صدور اين كلام از ايشان از روى جهالت بود ؛ زيرا زنده كردن مردگان وقت خاص دارد كه قيامت و دار جزا باشد ، پس اگر در وقت خواستن ايشان در دنيا تحقّق نيابد ، منافى تحقّق آن نخواهد بود زيرا براهين عقلى و نقلى بر ثبوت آن موجود است .
( آيهء 26 ) ( قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيمَةِ لَارَيْبَ فِيهِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ )
هامش
( 1 ) . تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 4 .