[ فرجام هواپرستى و رفتار هواپرستان ]
( آيهء 23 ) ( أَفَرَءَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَلهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ )
اعراب و لغت :
من بعد اللَّه يعنى من بعد هداية اللَّه . غشاوة به معنى پرده ، و ختم به معنى مُهر كردن است .
تفسير :
پس آيا ديدى ( يا آيا نمىبينى ) كسى را كه معبود خود را هواى نفسش قرار داده ، و خداوند از روى علم خود به كفر و عناد او ( و يا با آگاهى وى به حال خود ) او را رها كرده و به حال خود واگذار نموده و در اثر حق ناپذيرى او بر گوش و قلبش مهر شقاوت نهاده و بر ديدهء دل او پرده كشيده است ؟ !
پس چه كسى است كه او را بعد از خدا هدايت كند ؟ آيا متذكر نمىشويد ؟ !
تنبيه : در آيهء شريفه چند مطلب است :
1 - چون خداوند اعلى و اجلّ است از انجام كار قبيح ، پس مقصود از اضلال در آيهء شريفه خذلان و واگذار كردن بنده است در گمراهى به سبب سوء اختيار خود او .
2 - اين كه علم به چيزى ، موجب وقوع و حدوث آن نخواهد بود ، و عقل و وجدان بر آن حاكم است ، بنابراين علم خداوند به كفر و گمراهى و عصيان بندگان ، علت و موجب كفر و گمراهى بندگان نخواهد بود .
علم ازلى ، علت عصيان كردن * در نزد حكيم غايت جهل بود
آيهء شريفه تحذير است از متابعت هواى نفس ، و احاديث بسيار در نكوهش آن وارد شده است :