پيامبرى او كردند و آنچه را كه در كتب ايشان از صفات كمال محمدى صلى الله عليه و آله بود انكار نمودند . . . .
[ سرپرستى ظالمان و پرهيزكاران ]
( آيهء 18 ) ( ثُمَّ جَعَلْنكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَ لَاتَتَّبِعْ أَهْوَآءَ الَّذِينَ لَايَعْلَمُونَ )
تفسير :
سپس تو را بر شريعتى خاص از امر كلّى دين - يعنى شريعت اسلام در برابر شريعتهاى چهارگانه گذشته - قرار داديم ، پس از آن پيروى كن و هرگز از هواهاى كسانى كه دانا نيستند ( كفّار و مشركان ) پيروى مكن .
مراد آن كه از آراءِ باطلهء جهال كه رؤساى قريشاند پيروى منما ، چه ايشان هميشه تابع شهوات نفسانيه و پيوسته درصدد آناند كه تو را از راه راست كه دين اسلام است باز دارند و به عبادت اصنام ترغيب نمايند .
تنبيه : چون مسلّم است كه حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ گاه از باطل پيروى نمىكند آيه خطاب به پيامبر ، و مراد امّت او مىباشند و تأكيد در پيروى از شريعت حقهء اسلاميه و پرهيز از متابعت هواهاى باطله و اديان ضاله است ؛ زيرا مقصد كفّار منع از طريقهء حقّه و ترغيب به باطل به طرق مختلفه است پس مؤمنان را هشيارى لازم است .
( آيهء 19 ) ( إِنَّهُمْ لَن يُغْنُواْ عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيًا وَ إِنَّ الظلِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِىُّ الْمُتَّقِينَ )
تفسير :
زيرا كه البته آنها چيزى از عذاب خدا را از تو دفع نمىكنند - يعنى اگر فرضاً از آنها پيروى كنى ايشان قدرت دفع عذاب از تو ندارند - و همانا ستمكاران ، دوستان و ياوران