جواب نفرمود ، انتظار وحى داشت ، جبرئيل نازل شد و آيهء شريفه را آورد « 1 » :
نكته : گفته شده مودّت از « ودّ » و اصل آن از « وتد » است كه ميخ باشد ، يعنى محبتى مانند ميخ كه به ديوار فرو رود در سويداى قلب فرو رود كه تزلزل نيابد و متحرك نشود .
وَ مَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ : و هر كس كار نيكى انجام دهد و بر اين محبّت بيفزايد ، ما براى او در آن نيكى مىافزاييم و پاداش طبيعىاش را حدّ اقل ده برابر مىكنيم . حقّاً كه خداوند بسيار آمرزنده و شكرگزار است .
بيان : يعنى حق تعالى معامله فرمايد با بندگان در جزاى اعمال همچون معاملهء شاكر در حق مطيع و محسن خود ، اگرچه نفع طاعت ، به او سبحانه و اصل نشود ؛ زيرا او غنىّ علىالاطلاق است .
محبّت چند قسم است ، يكى از آن ها محبّت تكليفى است .
محبت تكليفى آن است كه خداى تعالى كافّهء امّت را تكليف و امر فرموده كه محبت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ذريهء معصومين او را در قلب و سينههاى خود جاى دهند به مرتبهاى كه محبت ايشان از نفس و مال و جان و اولاد و پدر و مادر خود بيشتر باشد ، چنانچه : در حديث نبوى آمده :
وَالَّذي نَفْسي بِيَدِهِ لَايُؤْمِنَنَّ عَبْدٌ حَتّى أكُونَ أحَبَّ إلَيْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ أبَوَيْهِ وَ أهْلِهِ وَ وُلْدِهِ وَ النّاسِ أجْمَعينَ .
قسم به آن خدايى كه جان من به يد قدرت اوست ، ايمان نياورد البته البته بندهاى تا آن كه من نزد او از پدر و مادر و اهل و اولاد او و مردم تماماً محبوبتر باشم . « 2 » پس اين قِسم از محبت ، واجب ؛ بلكه قبولى اعمال و رستگارى منوط به آن خواهد بود .
وقتى آيهء قُل لَّآأَسَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى نازل شد ، جمعى از اصحاب
هامش
( 1 ) . نور الثقلين ، ج 4 ، ص 573 ، ح 73 به نقل از كافى .
( 2 ) . رجوع شود : كتاب سيرتنا و سنتنا سيرة نبينا وسنته صلى الله عليه و آله تأليف مرحوم علامهء امينى ، و فضائل الخسمة من الصحاح السنة ، چاپ بيروت ، ج 2 ، ص 83 - 90 .