است .
[ بىيار و ياورى ستمكاران ]
مراد آن است كه مشيّت و حكمت سبحانى اقتضا نموده كه همهء مردمان را مكلّف گرداند و مبنى بر اختيار باشد نه اجبار ، تا هر كس به حسن اختيار مطيع و منقاد شد مستحق بهشت ، و هر كه به سوء اختيار كافر و جاحد شد سزاوار جهنّم گردد ، پس بناى ثواب و عقاب بر تكليف و اختيار است و در نتيجه كسانى را كه هدايت را پذيرفتهاند در رحمت خود در مىآورد و ستمكاران - يعنى اهل كفر و ضلالت - را نه سرپرست و يارى است و نه ياورى كه عذاب را از ايشان باز دارد .
[ اولىترين يار و سرپرست ]
( آيهء 9 ) ( أَمِ اتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَآءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِىُّ وَ هُوَ يُحْىِ الْمَوْتَى وَ هُوَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ )
اعراب :
جملهء « فالله هو الولى » مفيد حصر است يعنى « دون غيره » .
تفسير :
بلكه آنها به جاى خداوند سرپرستان و ياورانى براى خود گرفتهاند ( بتها و معبودهاى باطل كه نفع و ضررى از آنها متصور نيست ) و حال آن كه تنها خداوند سرپرست و ياور است و مىتواند نفع به ايشان برساند و ضرر را از آنها باز دارد .
وَ هُوَ يُحْىِ الْمَوْتَى وَ هُوَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ : و او زنده كند مردگان را به قدرت كاملهء خود و او بر همه چيز تواناست به خلاف معبودان باطله كه عاجز مطلق اند .
ذكر احيا و زنده كردن مردگان و اظهار قدرت كاملهء او ، به جهت تثبيت ربوبيت او و بيان وجوب ولايت اوست نه غير او تا به پرستش و ستايش او مايل شوند .