[ خواست خداوند در دوگانگى سرنوشت ]
تفسير :
و اين گونه ما قرآنى را به زبان عربى به تو وحى كرديم تا مردمِ ام القرى ( مكّه ) و اطرافيان آن را ( اهل مركز وحى و مجتمعات جهانى تابعه را ) انذار كنى و از روز جمع ( روز جمع شدن ارواح با بدنهاى خاكى ، و بشرهاى اولين با آخرين ، و انسانها با جنها و شيطانها ، و مكلفان با عملهاى خود ، و عاملان با جزاى عملها ، روزى ) كه در آن شكى نيست بيمشان دهى كه گروهى در بهشتاند و گروهى در آتش شعلهور .
قيامت را روز جمع نامند به اعتبار آن كه خلق اولين و آخرين در آن مجتمع شوند ، يا به اعتبار آن كه ارواح به اجساد تعلق يابند .
فَرِيقٌ فِى الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِى السَّعِيرِ : بعد از آن كه همه به اعمال خود محاسبه شوند بعضى را به بهشت برند به جهت طاعت و عبادت كه مؤمنان موحّدند ، و گروهى ديگر را در جهنّم اندازند به جهت كفر و عناد و مخالفت كه مشركان و معانداناند .
تبصره : ممكن است استدلال نماييم بر خاتميت حضرت محمد بن عبد اللَّه صلى الله عليه و آله با اين آيهء شريفه به اين بيان : مىفرمايد : وحى فرستاديم به سوى تو كه بترسانى اهل مكّه و كسانى را كه اطراف مكّه باشند و اطراف مكّه كه مركز وحى است همهء جهان خواهد بود . و آيات قرآن عام است تمام مكلفان را تا روز قيامت شامل مىشود ، پس لازم آيد شمول آيهء لّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَ مَنْ حَوْلَهَا هر عصر و زمان را تا انقراض عالم ، و اين امر لازمهاش ختم شريعت و نبوّت تا آخر دنياست .
( آيهء 8 ) ( وَ لَوْ شَآءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَ حِدَةً وَ لكِن يُدْخِلُ مَن يَشَآءُ فِى رَحْمَتِهِ وَ الظلِمُونَ مَا لَهُم مّن وَلِىٍّ وَ لَانَصِيرٍ )
تفسير :
و اگر خداوند به ارادهء حتمى مىخواست ، همهء مردم را بدون اختيار آنها و به طور اجبار از نظر عقيده و عمل ، يك امّت قرار مىداد و لكن سنّت خداوند بر عرضهء دين به نحواختيار