جمعى داورى مىشد . و حقّاً كه آنان در آن روز در بارهء تورات در شكى ترديدزا و ابهامآور بودند و اينان ( گروهى از امّت تو ) امروز در بارهء قرآن در شكى ترديدزا و ابهامآورند .
[ هرچه كنى به خود كنى ]
( آيه 46 ) ( مَّنْ عَمِلَ صلِحًا فَلِنَفْسِهِى وَ مَنْ أَسَآءَ فَعَلَيْهَا وَ مَا رَبُّكَ بِظَلمٍ لّلْعَبِيدِ )
لغت :
ظلّام صيغهء مبالغه به معنى بسيار ستمكننده است .
گفته شده : اگر خداى عالِم بىنياز ظلم كند ، اين ظلم ، ظلم مؤكَّد و او ظلّام خواهد بود ، از اين رو ظلّام بودن نفى شده است .
تفسير :
هر كه عمل شايسته و صالح انجام دهد به سود خود اوست و هر كه بد كند به زيان خود اوست و هرگز پروردگار تو به بندگانش ستمكار نيست ؛ بلكه به عدل و فضل خود همه را به سزا و پاداش اعمالشان مىرساند بدون اين كه به هيچ كس ظلم شود به اين كه از ثواب او بى جهت كم شود و يا به بيش از استحقاق عذاب شود .
( آيه 47 و 48 ) ( إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَ تٍ مّنْ أَكْمَامِهَا وَ مَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَ لَاتَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِى وَ يَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَآءِى قَالُواْ ءَاذَنكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ * وَ ضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَ ظَنُّواْ مَا لَهُم مّن مَّحِيصٍ )
لغت :
أكمام جمع « كِمّ » و آن غلافى است كه ميوه يا گل را مىپوشاند . آذنّاك يعنى اعلام كرديم . محيص يعنى مفرّ و راه فرار .