اين كتاب براى آنها نامفهوم است - يعنى به گوش هوش نمىشنوند - و براى ديدن آيات آن چشم بصيرت نگشايند . مراد آن كه ايشان چون از آيات روشن و حجج ظاهرهء قرآن منتفع نشوند ، پس گوييا كرى و كورى مانع شنيدن و ديدن آنهاست .
أُوْللِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ : آن گروه از مكان دور ندا كرده مىشوند ؛ يعنى مَثَل ايشان در دورى از فهم و شدّت اعراض از قرآن ، مثل كسى است كه او را از مسافت دور و دراز صدا مىزنند ، كه او نه صدا را مىشنود و نه صدازننده را مىبيند . مراد آن كه چنانچه از آواز منادىِ از دور ، نفعى به اين كس نمىرسد ، همچنين خواندن قرآن بر كافران و معاندان فايده نمىدهد .
[ اختلاف يهود در تورات ]
( آيه 45 ) ( وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى الْكِتبَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبّكَ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِى شَكّ مّنْهُ مُرِيبٍ )
اعراب :
إنّهم ضمير به قوم بر مىگردد يعنى إنّ قومك لفى شك . . .
مريب يعنى شكآورنده و شكزا .
تفسير :
و به يقين ما به موسى كتاب آسمانى ( تورات ) داديم پس در ميان قومش در پذيرش آن اختلاف افتاد ؛ بعضى تصديق و بعضى تكذيب نمودند ( چنانچه امّت تو در قرآن اختلاف نمودند ؛ عدّهاى مؤمن و گروهى كافر شدند ) و اگر نبود سخنى كه از پروردگارت گذشته ( يعنى از علم ازلى او گذشته و در لوح محفوظ نگاشته شده كه هر امتى را مهلتى است و اين طور نيست كه تا انكار كنند عذاب شوند ) حتماً ميان آنها به محض انكار به عذاب دسته