لَيْسَ مِنْ شيعَتِنَا مَنْ أنْكَرَ أرْبَعَةَ أشْيَاءَ : الْمِعْرَاجَ وَالْمَسْألَةَ فِى الْقَبْرِ وَخَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ وَالشَّفَاعَةَ : « 1 »
از شيعيان ما نيست كسى كه انكار نمايد چهار چيز را : معراج ، سؤال در قبر ، مخلوق بودن بهشت و جهنّم هم اكنون ، و شفاعت .
و در حديث عرضِ دين حضرت عبد العظيم عليه السلام خدمت امام على النقى عليه السلام آمده است :
وَأقُولُ : إنَّ الْمِعْرَاجَ حَقٌّ ، وَالْمُسَاءَلَةَ فِى الْقَبْرِ حَقٌّ . « 2 »
و حديث فاطمه بنت اسد مادر حضرت امير المؤمنين عليه السلام كه بعد از غسل او ، حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله پيراهن مبارك خود را كفن او نمود و جنازهء او را بر شانه مبارك حمل كرد و در ميان قبرش خوابيد ، بعد جنازه را در قبر خواباند ، ساعتى گذشت فرمود :
ابنك ابنك ! پس اصحاب از حضرت سؤال كردند : اين كه فرمودى « ابنك ابنك » چه بود ؟
فرمود : تلقين نمودم او را . از او سؤال كردند از پروردگارش ؟ گفت : اللَّه ربى . و پرسيدند از پيامبرش ؟
گفت : حضرت محمد صلى الله عليه و آله . پرسيدند از ولىّ او ؟ توقف نمود ، من گفتم : بگو پسرم ( على عليه السلام ولىّ و امام من است ) . « 3 »
( آيه 12 ) ( ذَ لِكُم بِأَنَّهُو إِذَا دُعِىَ اللَّهُ وَحْدَهُو كَفَرْتُمْ وَ إِن يُشْرَكْ بِهِى تُؤْمِنُواْ فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِىّ الْكَبِيرِ )
تفسير :
كفّار بعد از اعتراف گويند : آيا ما را به دنيا بازگشتى باشد تا در آن به طاعت و عبادت مشغول شويم ؟ اين تمنى و آرزو و خواستهء آنها محال است و ملائكه بر سبيل توبيخ به آنها گويند : اين عذابها به سبب آن است كه چون خدا به تنهايى
هامش
( 1 ) . تسلية الفُؤاد ، سيّد عبد اللَّه شُبّر ، ص 196 .
( 2 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 380 .
( 3 ) . تنقيح المقال ، مامقانى ، پايان ج 3 ، ص 81 چاپ قديم .