تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
لفظ و متانت بيان و عمق محتوا شبيه يكديگر و هر يك از آياتش معطوف به ديگرى و روشنگر و مفسّر ديگرى است . يا كتابى كه آيات آن شبيه يكديگر است و مشتمل است بر تكرار قصه‌ها و امر و نهىها و وعد و وعيدها و مواعظ و نصايح . يا شامل است بر امور متقابله چون امر و نهى و وعد و وعيد و ذكر ثواب و عذاب و بهشت و جهنّم و مؤمن و كافر و غير آن ، امّا هر چند تلاوت آن تكرار شود موجب ملال نشود ، و اگر در آن تكرار نباشد در نفوس رسوخ پيدا نكند و لذا حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله سه مرتبه يا چهار مرتبه نصايح و مواعظ را بر اصحاب تكرار مىفرمود و سعى مىنمود تا آن در قلوب ايشان مركوز شود و در سينه‌ها ثابت شود . تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ . . . : ديگر از صفات قرآن آن كه از شنيدن آن پوست‌هاى بدن كسانى كه از پروردگارشان مىترسند به لرزه مىافتد . خلاصهء معنى ، آن كه هرگاه مؤمنان ، آيات وعيد قرآن را استماع كنند يا تلاوت نمايند ، خشْيَت عظيم به ايشان عارض مىشود به طورى كه پوست‌هاى بدن ايشان به لرزه درمىآيد ، سپس پوست‌ها و دل‌هايشان به سوى ياد خدا نرم شده و آرامش و اطمينان به خدا پيدا مىكنند . ابن عباس از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت نموده كه فرمود : هرگاه كه پوست بنده از ترس خدا بلرزد گناهان او ريخته شود همچنان كه برگ‌ها از درخت خشك ريخته مىشود . « 1 » ذَ لِكَ هُدَى اللَّهِ : اين حالت ، هدايت خداوند است كه هر كه را بخواهد به آن راهنمايى مىكند و توفيق هدايت شدن را به او عنايت مىنمايد كه در ادلّهء واضحه و حجّت‌هاى روشن دين تأمّل و تدبّر كند و به صراط مستقيم برسد و هر كه را خداوند در گمراهى واگذارد - يعنى كسى را كه بعد از اتمام حجّت ، باز او به عناد و انكار خود ادامه دهد به گمراهى واگذارد و او را از توفيق محروم نمايد - براى چنين كسى هرگز هادى و راهنمايى نخواهد بود . حاصل آن كه مراد كسانى هستند كه به سوءِ اختيار خود از حق اعراض كنند و به هيچ گونه هدايت نيابند ، و بعد از اتمام حجّت ، خداوند ، آنها را به همان ضلالت واگذارد و نشانهء
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 495 .