تفسير :
آيا كسى كه خداوند ، سينهء او را براى پذيرش اسلام و معارف و احكام آن گشاده گرانيده ، پس او در زندگى خود بر پايهء نورى از جانب پروردگارش ( دينى كه راههاى اعتقاد و عمل را روشن مىكند ) مىباشد ، مانند كسى است كه تاريكدل و سنگدل است و از قبول حق به جهت اصرار بر عناد و عدم تدبّر در دليلها و معجزات پيامبر خوددارى مىكند ؟ ( استفهام انكارى است ؛ يعنى هرگز مساوى و برابر نيستند ) .
ابن مسعود روايت نموده كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را تلاوت نمود و ما سؤال نموديم از شرح صدر ؟ فرمود :
نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فى قَلْبِ الْمُؤْمِنِ فَيَشْرَحُ صَدْرَهُ وَيَنْفَسِحُ ، قَالُوا : فَهَلْ لِذلِكَ مِنْ أمَارَةٍ يُعْرَفُ بِهَا ؟ قال : نَعَمْ ، الْإنَابَةُ إلى دَارِ الْخُلُودِ ، وَالتَّجَافى عَنْ دَارِ الْغُرُورِ ، وَالاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ :
نورى است كه خداى تعالى در قلب مؤمن مىاندازد ، پس بگشايد براى او سينهاش را و وسيع گرداند . عرض كردند : علامتى دارد ؟ فرمود : بلى ، بازگشت ( توجّه ) به آخرتِ باقى و گذشتن از دلبستگى به دنياى فانى و مهيّا شدن براى مرگ قبل از آمدن آن . « 1 » در بعضى تفاسير آمده است كه اين آيه در شأن حضرت امير المؤمنين عليه السلام « 2 » نازل شده و به جهت كمال يقين و معرفت ، آن حضرت فرمود :
لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقيناً . « 3 »
فَوَيْلٌ لّلْقسِيَةِ قُلُوبُهُم مّن ذِكْرِ اللَّهِ . . . : پس واى به حال كسانى كه دلهايشان در اثر غفلت از ياد خدا سخت گرديده يا دلهايشان سخت است به گونهاى كه هرگاه خدا نزد آنها ياد شود هيچ تذكّر و تنبهى نيابند . آنها در گمراهى آشكارى هستند كه گمراهىشان بر هيچ
هامش
( 1 ) . به تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 122 و منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 89 رجوع شود .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 89 .
( 3 ) . همان .