تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

[ شرح صدر و نورانيت در برابر سنگدلى و گمراهى ]

تفسير : آيا نديدى - اى بيننده - كه خداوند از آسمان آبى به صورت باران و برف و تگرگ فروفرستاد ، پس آن را در زمين وارد چشمه‌سارها و كاريزهاى جارى نمود ، آن گاه به وسيلهء آن گياهانى به انواع گوناگون و رنگ‌هاى گوناگون ( سبزيجات و حبوبات و ميوه‌جات ، قرمز و سبز و سفيد و زرد و غيره ) بيرون مىآورد . سپس رشد آنها تمام شده و پس از طراوت خشك مىشود پس آن را زرد شده مىبينى ، سپس آنها را به صورت خاشاك ريزه‌ريزه‌شده و درهم شكسته و خردشده مىگرداند . إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِى الْأَلْببِ : همانا در آفرينش و به حالات مختلف در آوردن و فنا كردن اينها تذكّر و تنبهى براى صاحبان خرد ناب است ( تذكّر به فناى دنيا و مسألهء زنده شدن بعد از مرگ ) . يا تذكّرى است كه در آن تفكّر نمايند و به صانع عالم عارف شوند و به قدرت او سبحانه و به مبدأ و معاد و بعث و نشور عالم گردند . يا در آن پندى است براى اهلِ خِرد كه تشبيه نمايند اموال دنيا را به آن زراعت تر و تازه و بر آن اعتماد نكنند ، چون پس از اندك زمانى طراوت آن به پژمردگى و فنا مبدل مىگردد . ( آيه 22 ) ( أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَه‌ُو لِلْإِسْلمِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مّن رَّبّه‌ِى فَوَيْلٌ لّلْقسِيَةِ قُلُوبُهُم مّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْللِكَ فِى ضَللٍ مُّبِينٍ ) اعراب و لغت : قلوبهم فاعل قاسيه است . و قاسيه اسم فاعل و مصدر آن قساوت و قساوت قلب به معنى سنگ‌دلى است .