تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
آيا كسى را كه در ميان آتش است - يعنى با اعتقاد باطل و گناه ، براى خود آتش فراهم كرده - تو مىتوانى او را نجات دهى ؟ ! ( نه ، تو قدرت ندارى او را از جهنّم نجات دهى . بايد خود او از موجبات رفتن در آتش اجتناب مىكرد ) . ( آيه 20 ) ( لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهرُ وَعْدَ اللَّهِ لَايُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ ) لغت : غرف جمع غرفه و آن در اين جا به معنى قصر است . ميعاد به معنى وعده است . تفسير : لكن كسانى كه از پروردگارشان پروا داشتند و از مخالفت با او و شرك و گناه پرهيز مىكردند براى آنها غرفه‌هايى است در بهشت كه بر بالاى آنها نيز غرفه‌هايى است ساخته شده ، كه از زير آنها نهرها روان است . وعدهء خداست و خدا هرگز خلف وعده نمىكند . ( آيه 21 ) ( أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَسَلَكَه‌ُو يَنبِيعَ فِى الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِه‌ِى زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَ نُه‌ُو ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَلهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُه‌ُو حُطمًا إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِى الْأَلْببِ ) لغت و اعراب : سلك فعل ماضى به معنى داخل كرد . ينابيع جمع ينبوع به معنى چشمه است . و نصب ينابيع يا به خاطر تقدير « فى » است و يا مفعول دوم سلك مىباشد . حطام به معنى خورد شده و ريز ريز شده است .