لغت :
منيب يعنى بازگشتكننده . خوّله فعل ماضى از باب تفعيل ، و تخويل به معنى عطا كردن است . أنداد جمع نِدّ و آن به معنى شريك و مانند است .
[ بلا بهتر است يا نعمت ؟ ! ]
تفسير :
چون انسان بىايمان يا سست ايمان را آسيب و زيانى برسد - مانند خطر غرق و بيمارى مهلك - پروردگار خود را مىخواند در حالى كه به سوى او انابه و بازگشت مىكند و از او كمك مىخواهد ، سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا كند و او را نجات دهد و به او كمك كند و آن نقمت و بلا را به نعمت مبدل سازد ، او به آن نعمت مشغول و مغرور گشته و آنچه را كه به خاطر آن در گذشته خدا را مىخواند ( بلا و خطر و . . . ) فراموش كند و دوباره براى خدا شريكانى از بت و غيره قرار دهد تا مردم را از راه خدا كه دين اسلام است گمراه كند .
اى پيامبر ، به اين افراد بگو : به كفر خويش اندك مدّتى برخوردار باش كه حتماً از اهل آتش جهنّم خواهى بود .
[ تهجّد ، آخرت ترسى ، دانشمندى ، خردمندى ]
( آيه 9 ) ( أَمَّنْ هُوَ قنِتٌ ءَانَآءَ الَّيْلِ سَاجِدًا وَ قَآلِمًا يَحْذَرُ الْأَخِرَةَ وَ يَرْجُواْ رَحْمَةَ رَبّهِى قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لَايَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْببِ )
لغت و اعراب :
أمّن در اصل أم من بوده است . و قبل از « أمّن . . . » جملهاى مانند « الكافرون خير » در تقدير است . « ألباب » جمع لُبّ و آن به معنى عقل است ، و اولو الالباب