توحيد ) قائلاند . اين ادّعا - يعنى حق بودن توحيد و يگانهپرستى كه به خدا نسبت مىدهد - جز دروغبافى نيست !
( آيه 8 ) ( أَءُنزِلَ عَلَيْهِ الذّكْرُ مِنم بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِى شَكٍّ مّن ذِكْرِى بَل لَّمَّا يَذُوقُواْ عَذَابِ )
لغت :
عذابِ در اصل « عذابى » بوده ، ياء آن حذف شده است ؟ !
تفسير :
آيا از ميان ما اين قرآن ( كه يادآورىكننده است ) بر او كه مردى فاقد مال و جاه است نازل شده است ؟
علت عدم پذيرش آنها نقص قرآن نيست ؛ بلكه آنها از فرط توجّه به دنيا و ماديات ، از قرآن يادآور مَن در شكاند نه اين كه به دروغ بودن آن اعتقاد داشته باشند ؛ يعنى باعث انكار ايشان شك است و شك بايد منشأ تحقيق و بررسى و تأمّل شود نه انكار . بله اگر در شك هم نبودند و به حق بودن قرآن علم داشتند باز نمىپذيرفتند ؛ زيرا هنوز عذاب مرا نچشيدهاند .
يعنى استكبار و عناد و تقليد از پدران مانع پذيرش آنهاست ، مگر اين كه عذاب را لمس كنند كه در آن صورت ، ديگر ايمان ، فايدهاى برايشان ندارد .
( آيه 9 ) ( أَمْ عِندَهُمْ خَزَآلِنُ رَحْمَةِ رَبّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ )
تفسير :
مگر گنجهاى رحمت پروردگار مقتدر و بسيار بخشنده كه از جملهء آنها نبوّت و كتاب آسمانى است در نزد آنهاست كه به هر كس بخواهند ببخشند ؟ ! چنين نيست ؛ بلكه نبوّت و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠٩