[ رفتار كافران و پاسخ آن ]
( آيه 4 ) ( وَ عَجِبُواْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مّنْهُمْ وَ قَالَ الْكفِرُونَ هذَا سحِرٌ كَذَّابٌ )
تفسير :
و از اين كه بيمدهنده و پيامبرى از جنس خودشان ( نه فرشته و جن ) براى آنها آمده تعجب كردند و كافران گفتند : اين بيمدهنده ، جادوگرى بسيار دروغگوست و در ادّعاى پيامبرى دروغپردازى مىكند .
( آيه 5 ) ( أَجَعَلَ الْأَلِهَةَ إِلهًا وَ حِدًا إِنَّ هذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌ )
لغت :
عجاب يعنى بسيار شگفتآور .
تفسير :
از روى تعجب گفتند : آيا همهء معبودها را يك معبود كرده ؟ حقّاً كه اين چيزى بسيار تعجبانگيز است .
شأن نزول : چون تا حدّى دين اسلام قوت گرفت ، بيست و پنج نفر از اشراف قريش نزد ابو طالب آمدند و گفتند : تو مهتر مايى ، آمدهايم تا حكم كنى ميان ما و برادرزادهء خود كه به معبودهاى ما بد مىگويد و به سبب دين خود سنگ تفرقه ميان ما ايجاد نموده و ما از دفع او عاجزيم . ابو طالب حضرت را طلبيد و گفت : اين جماعت درخواست دارند كه در مدّعاى آنها تأمّل كنى . حضرت پرسيد : اى قريش ، مدّعاى شما چيست ؟ گفتند : از بدگويى به معبودهاى ما باز ايستى . حضرت فرمود : من هم از شما يك كلمه خواستارم تا ممالك عرب مسخّر شما و اعاظم عجم مطيع شما گردند . ابو جهل گفت : آن كلمه چيست ؟ فرمود : قولوا : لا إله