تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
ريّان ملك پس از ديدن خواب و شنيدن تعبير آن ، در فكر مقابله با حادثهء عظيم قحطى هفت ساله در كشور خود بود و بىترديد يوسف نيز طبق مقام نبوت و در نتيجهء مكث چندين ساله در خانهء عزيز مصر و سپس در زندان‌هاى مصر اطلاعات وسيعى از اوضاع كشور داشت و بدين جهت ، چون از جانب ريّان تصدّى مقام و پستى به او پيشنهاد شد ، به اختيار خود وزارت دارايى و كشاورزى را انتخاب نمود . علاوه آن كه استعمار زمين يكى از وظايف اوليهء بشر است كه پيامبران الهى بايد بدان همت گمارند هُوَ أَنشَأَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيها [ هود ، 61 ] . معناى آيه : يوسف گفت : مرا بر گنجينه‌هاى اين سرزمين والى و متصرف گردان كه همانا من نگهبان و دانايم . مراد از خزاين و گنجينه‌ها استعدادهاى بالفعل و بالقوهء زمين است از آب‌ها و معادن و گياهان و درختان و آنچه تأمين‌كنندهء طعام و لوازم زندگى بشر است . توهّم نشود كه درخواست پيامبرى معصوم ، منصبى را از سلطان مشرك ، مطلبى ناروا و دور از مقام والاى نبوت و امامت است . زيرا ملكيت همهء زمين و آنچه در آن است در اختيار ولىّ امر شرعى مردم است خواه پيامبر يا امام معصوم ، و كسى جز به اجازه و ترخيص يا تمليك او حق تصرّف ندارد . پس اگر ديگران غصب كرده باشند ، بر ولىّ امر واقعى است كه همه را از دست غاصبان به قهر و غلبه بگيرد اگر ولايتش مستقر گردد ، و گرنه از راه‌هاى ديگر نظير اين مورد . وَكَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاءُ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ذلك اشاره است به آنچه خدا از الطاف دربارهء يوسف مبذول داشته . يعنى : همان گونه كه يوسف را از مكر برادران و قعر چاه و بردگى انسان‌ها و مشقت زندان نجات داديم ، او را در روى اين زمين يعنى سرزمين مصر آن روز ، تمكّن و سلطه داديم يعنى به واسطهء منصب وزارت و سپس به سلطه و سلطنت حقيقى ، به گونه‌اى كه در هر نقطه‌اى از آن مىخواست مأوى مىگزيد و منزل مىكرد . ما رحمتمان را به هر كس كه بخواهيم مىرسانيم و هيچ‌گاه پاداش نيكان و نيكوكاران را ضايع نمىكنيم .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 55 | الشيخ علي المشكيني