تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
بازگرداندن و درخواست بررسى براى اين است كه عزيز مصر بداند من در غياب او نسبت به ناموسش خيانت نكرده‌ام . و ممكن است كه هر دو آيه تتمهء آيهء قبل و كلام زليخا باشد و « ذلك » اشاره به اعتراف او به خيانت خويش در مقام بازجويى ، و فاعل « ليعلم » يوسف است . يعنى اعتراف من براى اين است كه يوسف بداند من در غياب او در محكمه خيانت نكردم . و حق اين است كه خداوند فريب و مكر خيانتكاران را نفوذ نمىبخشد و به هدف نمىرساند . وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ يعنى : يوسف گفت : و من هرگز نفس خود را تبرئه نمىكنم ، زيرا نفس ، انسان را پيوسته به بدى فرمان مىدهد . مراد اين است : اين كه من در مدت طولانى در خانهء عزيز خيانت نكردم به اقتضاى نفس نبود ، زيرا او ذاتاً امّاره است ، بلكه به حول و قوه و توفيقات خدا بود . و يا آن كه زليخا گفت : و من دربارهء مراوده با يوسف ، نفس خود را تبرئه نمىكنم ، زيرا اين كار از مقتضيات نفس امّاره است . إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّى إِنَّ رَبِّى غَفُورٌ رَّحِيمٌ مراد از موصول مستثنى نفسِ خاص و استثنا از اطلاق نفس است . يعنى : هر نفسى امّاره است مگر نفسى كه مورد رحمت خدا و تربيت دينى قرار گرفته باشد كه او امر به بدى نمىكند . همانا پروردگار من بسيار آمرزنده و مهربان است . وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ اليَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ « 54 » قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ « 55 » وَكَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاءُ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ « 56 » وَلأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ « 57 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 53 | الشيخ علي المشكيني