بود كه از همهء حبوبات خوشهدار مانند گندم ، جو ، برنج و غيره بكاريد و برداشت كنيد .
سپس آنچه را برداشت كرديد همه را در سنبل خود نگه داريد ( در آن عصر سيلو نبوده و راه حفظ حبوب نگهدارى در سنبل خود بوده ) جز اندكى از آنچه مىخواهيد بخوريد .
ثُمَّ يَأْتِى مِن بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ
يعنى : پس از گذشت هفت سال رفاه ، هفت سال سختى و قحطى خواهد آمد كه سالهاى سختى « 1 » آنچه را براى آنها نگهداشتهايد همه را خواهند خورد جز اندكى از آنچه براى كشت نگه مىداريد .
ثُمَّ يَأْتِى مِن بَعْدِ ذلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ
يعنى : آن گاه پس از گذشت هفت سال دوم ، سالى خواهد آمد كه سال رفاه و وسعت است و مردم پياپى در آن سال مورد يارى و نصرت خدا قرار مىگيرند ( ابرها باران وافر فرو مىريزند ، زمين از انواع گياهان مىروياند ، نسيم روحبخش در جوّ مساعد مىوزد ، خورشيد آسمان در تربيت بدن جانداران و گياهان و درختان قصور نمىكند ) و پيوسته مردم در آن سال مىافشرند ، يعنى ميوهها را براى گرفتن آب آنها ، و حبوب و دانههاى روغنى را براى تهيهء روغن مىفشارند .
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ « 50 » قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزيِزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ « 51 »
هامش
( 1 ) . يعنى اهل آن سالها .