نياوريد ، كسانى كه به آنها پيش از نزول اين قرآن علم و دانش الهى داده شده ( مراد برخى از علما و عبّاد تورات و انجيل و شرايع پيشين است كه در متن اين دو كتاب از پيش ، خبر بعثت پيامبر اسلام و اوصاف و اخلاق و خصوصيات شخصى او و نزول قرآن و شريعت مستقل بر او ، به آنان داده شده ) هنگامى كه اين كتاب بر آنها تلاوت مىشود سجدهكنان بهرو درمىافتند ؛
وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا
يعنى : و مىگويند : منزّه است پروردگار ما از هر عيب و نقص ، مخصوصاً از آنچه اصحاب تثليث و بتپرستان مىگويند . حقيقت اين است كه وعدهء پروردگار ما حتماً شدنى است . مراد وعدهء معاد و حيات پس از مرگ است در مقابل اصرار مشركان بر نفى معاد .
وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
يعنى : و آنها در حالى كه گريه مىكنند به سجده مىافتند ، و پيوسته خواندن اين قرآن ، آنها را خشوع تن و دل مىافزايد .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَانَ أَيّاً مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلًا « 110 » وَقُلِ الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرَاً « 111 »
لغت و اعراب :
دَعاه زيداً : او را به نام زيد ناميد . مفعول اولِ ادعوا در هر دو مورد محذوف است ، به تقدير « ادعوه اللَّه أو ادعوه الرحمان » . أيّاً متضمن معناى شرط و « ما » ى موصول بيان است ، فله الاسماء جانشين جواب است و تقدير : « فهو حسن لأنّ له الاسماء » . تخافُت و مخافته : آهسته خواندن . ملْك به ضم غالباً در سلطه ، و به كسر غالباً در شىء مملوك استعمال مىشود .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 376
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٧٦