لغت و اعراب :
أزجاه : او را به آرامش راند و حركت داد . لتبتغوا متعلّق به يُزجى است . نجّاكم الى البرّ به تقدير « نجّاكم و ردَّكم الى البرّ » . أفأمنتم به تقديم استفهام بر عاطف به خاطر صدارت .
خَسَفَ الشىءَ : در زمين فرو برد آن را « 1 » . حاصب : بادى كه سنگريزه مىبارد . قاصف : شكننده ، بادى كه درختان و امثال آن را مىشكند .
[ ذكر نعمتها و تهديد ]
تفسير :
رَبُّكُمُ الَّذِى يُزْجِى لَكُمُ الْفُلْكَ فِى الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْرَحِيماً
يعنى : پروردگار شما كسى است كه كشتىها را در دريا به سود شما مىراند و سير مىدهد تا شما از فضل و رحمت او جستجو كنيد ؛ حقّاً كه او هميشه به شما مهربان است .
نسبت خداوند سير كشتى را به خويشتن نظير نسبت فعل فرشتگان به خويش به لحاظ آن است كه مقدمات همهء افعال بشرى به ارادهء اوست . مثلًا در اين مقام ، قدرت فكرى ساختن كشتى ، آفريدن لوازم ساخت آن ، مايع كردن آب و آفريدن هوا همه كار خداوند است ، پس گويى اوست كه كشتى را ساخته و راه انداخته است . و مراد از جستجوى فضل ، مسافرتهاى تجارى با آن است براى تحصيل معاش ، و اينها همه از شئون رحمت واسعهء اوست .
وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِى الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنسَانُ كَفُوراً
يعنى : و چون شما را در دريا ضرر و آسيبى رسد ، يعنى اسباب بيم و دهشت حاصل گردد ، نظير تلاطم امواج ، بادهاى خطرناك ، گم كردن هدف و نهنگهاى خطرزا ، همهء كسانى كه در خشكى آنها را مىخوانديد مانند بتها و ساير موارد اميد و اعتمادتان از خاطرتان گم و محو مىشوند به جز خداوند ، و چون نجاتتان بخشد و به
هامش
( 1 ) . خَسَفَ اللَّهُ الأرضَ بفلان : غيَّبه فيها ، خدا او را در زمين فرو برد .