لغت و اعراب :
نزّله ضمير منصوب راجع به ناسخ و منسوخ است كه از كلام استفاده مىشود و يا به مجموع قرآن . بدّلنا : تغيير داديم . روح موجودى است عِلوى و نورانى و حياتبخش كه با هر جسمى تماس گيرد آن را زنده مىسازد . قُدس - به ضم دال و سكون آن - مصدر به معناى فاعل است يعنى پاكيزه ، و اضافهء آنها از قبيل اضافهء موصوف به صفت است مانند مسجد الجامع و حاتم الجود به تقدير « الروح القادس » . هدى به تقدير « هو هدى » .
[ پيرامون قرآن ]
تفسير :
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ
اين آيه دربارهء جواز نسخ حكم شرع است كه مشركان آن عصر آن را باطل مىدانستند و ظاهراً آنها هم مطلب را از يهود گرفته بودند كه جدّاً با نسخ احكام مخالف بودند ، زيرا مشركان از قديم با اهل كتاب رابطه داشتند و مطالبى از آنها فرامىگرفتند .
معناى آيه : اى پيامبر ، چون آيهاى را به جاى آيهاى بگذاريم ، يعنى لفظ اول را برداريم و معنا را هم نسخ كنيم و يا معنا را نسخ نماييم و لفظ را باقى بگذاريم و حكم ديگرى به جاى آن قرار دهيم نظير تغيير وجوب استقبال بيتالمقدس به استقبال كعبه - و البته خدا خود داناتر است به آنچه نازل مىكند - مىگويند : جز اين نيست كه تو افتراگرى .
مرادشان اين است كه حكم الهى قابل تغيير نيست و چون اين عمل از تو چند نوبت سر زده پس عادت تو افتراى به خداست ، زيرا يا حكم اول باطل است يا دوم . و جملهء « واللَّه أعلم » اشاره به جواب ادعاى آنهاست و اينكه نسخ در احكام صحيح است و ممكن است حكم نسخ شده و نسخ كننده هر دو صحيح باشد ، زيرا زمان جعل حكم و قانون و مكان و محيط آن و حالات و صفات مكلّفان ، دخالت در مصالح و مفاسدى كه ملاك تشريع احكام است دارد و هر دو حكم در زمان خود داراى صلاح بوده و هيچ يك افترا نيست . و منشأ اشتباه آنها اين است كه خيال كردهاند لازم تشريع ناسخ اين است كه براى حاكم كشف مىشود كه جعل حكم اولى از راه خطا و جهل بوده يا دومى از روى جهل و خطاست .