لغت و اعراب :
من عمل صالحاً « مَن » موصوله در لفظ ، مفرد و در معنا جمع است و از اينرو سه ضمير نزديكتر آن مفرد و سه ضمير دور تر جمع آمده است و اين روش در اين كتاب كريم زياد به كار رفته است . لنجزينَّهم يعنى لَنُعطينَّهم از قبيل تجريد است . بأحسن باء براى مقابله و اضافهء أحسن از قبيل اضافهء صفت به موصوف است . فاذا قرأت به تقدير « أردت قرأءَته » .
فاستعذ باللَّه گفته شده تقديرش « قل أعوذ باللَّه » است . تولّاه : دوست داشت و سرپرست خود نمود او را . مرجع ضمير مفرد بِهِ مشركون ، اللَّه است .
تفسير :
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
يعنى : هر كس از مرد يا زن عملى شايسته و نيك به جا آورد در حالى كه مؤمن باشد ، به يقين او را به زندگى پاكيزهاى زنده خواهيم داشت .
مراد از « ايمان » اين است كه اصول عقايد و باورهاى مذهبى درونيش آلوده به پليدى كفر و شرك و نفاق نباشد . و مراد از « حيات طيّبه » اين است كه زندگى چنين شخصى طبعاً توأم با توكل بر حقّ و آرامش خاطر و رضا و اطمينان به وعدههاى الهى ، و مقرون به حسن معاشرت با عائله و اجتماع بزرگ جامعه خواهد بود .
و بايد دانست كه در اين آيه بشارتى به طايفهء زنهاست كه در تمام شئون زندگى و پاداش اعمال ، مساوى با مردها ملحوظ شدهاند .
و نيز در اين آيه همهء عملهاى نيك ، مشروط به مقارنت با ايمان است و گرنه حبط است چنانكه اين آيات دلالت دارد : وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً [ نور ، 39 ] و أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الِّريحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ [ ابراهيم ، 18 ] و وَمَن يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ [ مائده ، 5 ] . و البته اجر و پاداش آنها را در دنيا و آخرت در برابر عملهاى بسيار نيكى كه به جا مىآوردهاند خواهيم داد .
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٨