يعنى : سپس به كسانى كه كفر ورزيدهاند اجازهء سخن داده نمىشود و هرگز رضايت آنها جلب نمىگردد . « 1 » مستفاد از آيه اين است كه اين قضيه در حالى است كه امتها در محكمهء الهى حضور يافته و مورد محاكمه قرار گرفتهاند و طبق كتابِ عمل خاص و كتاب عظيم عام ، همهء عملها بررسى شده و نوبت به اقامهء شهود رسيده و زمان گواهى شهداى الهى و معصومان وقت رسيده و طبعاً در حال شهادت آنها يا پس از آن به كفّار اجازهء سخن نمىدهند كه مطلبى ادعا كنند يا عذرى بخواهند ، زيرا همهء مراحل ، طى شده است . و اينجاست كه جايى براى جلب رضاى آنها نيست ، زيرا راه آن عفو است و آن ممكن نيست ، و آنها هم نمىتوانند خدا را راضى كنند ، زيرا مستلزم اين است كه به دنيا بازگردند و دعوت انبيا را بپذيرند و دين را در جامعهء خود پياده كنند .
وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذابَ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ
مراد از ظالمين در اينجا به قرينهء سياق ، كفّار است كه به وسيلهء شهادت گواهان محكوم به عذاب دوزخ شدهاند .
معناى آيه : و چون كسانى كه در دنيا ستم كردند عذاب دوزخ را ببينند ، يعنى در شُرُف ورود به آن قرار گيرند ، براى آنها علماليقين پيدا مىشود كه هرگز عذاب از آنها تخفيف داده نخواهد شد و به آنها مهلت هم داده نمىشود . يعنى مهلت مدتى پيش از ورود يا توقف موقت عذاب در خلال مكث دائم . و سبب حصول اين علم براى آنها آگاه شدنشان از كفر و فسق و استحقاق عقاب خودشان است .
وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِن دُونِكَ
يعنى : و چون كسانى كه در دنيا مشرك شدند شريكان خود را در آن روز ببينند - بتهاى دنيوى خود را كه در عبادت شريك خدا كرده بودند همه را در آنجا حاضر بينند - در خطابى به خداى خود مىگويند : پروردگارا ، اينها هستند شريكانى كه ما در دنيا به جز تو و به جاى تو آنها را به خدايى و ربوبيت مىخوانديم . و سبب اين گفتار ، اظهار پشيمانى و اعتراف به خطا و گناه و تحقير بتهاست .
هامش
( 1 ) . و نيز : هرگز از آنها نمىخواهند كه رضاى خدا را جلب كنند ( زيرا راهى براى آن نيست ) .