پيوسته از آن مال پنهانى و آشكارا انفاق مىكند ، آيا اينان با هم برابرند ؟ استفهام انكارى است ، يعنى بىترديد برابر نيستند . شركاى خدا همانند آن برده و خداوند همانند آن آزاد است .
الْحَمْدُ للَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
يعنى : همهء ستايشها از آنِ اوست . زيرا همهء كمالات از آنِ اوست و شريكان او هيچ ندارند . بلكه بيشتر آنها نمىدانند . يعنى چنين نيست كه همهء آنها جاهل به اين حقايق باشند ، بلكه سران و دانشمندانشان مىدانند و انكارشان از روى عناد و هوا و حبّ رياست است ، و بيشترشان نمىدانند .
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لَا يَقْدِرُ عَلَى شَىْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلَاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لَا يَأْتِ بِخَيرٍ
اين آيه تمثيل ديگرى است در مقام مقايسهء خداوند با شريكانش .
معناى آيه : و خداوند مثال ديگرى زده ، يعنى مثال دو نفر مرد را كه يكى از آنها گنگ مادرزاد بوده و بر هيچ چيزى قادر نيست ( زيرا گنگ مادرزاد غالباً معلول ناشنوايى مادرزادى است و چنين شخصى جز معلومات محدودى حاصل از راه ديد ندارد و محروم از ادراكات از راه گوش است كه اكثريت قاطع معلومات بشرى از آن راه است ) و بار سنگينى بر دوش سرپرست خويش است ، زيرا نه توان فهميدن دارد و نه توان فهمانيدن ، به گونهاى كه به هر سو روانهاش كند خيرى نمىآورد .
هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
يعنى : آيا او با كسى كه به عدل فرمان مىدهد و بر راه مستقيم است يكسان است ؟
اين كلام سؤال است از تساوى آن گنگ عاجز از هر فعاليت درست با انسانى گويا و قادر بر نطق و بيان كه پيوسته فرمان به عدل مىدهد و همهء امور را عادلانه اجرا مىكند و خود در عقيده و رفتار بر راه راست است . غرض آنكه بىترديد جواب اين سؤال نفى تساوى است ؛ و كار آنها در مقايسه با خدا چنين است و مشركان ، ناگزير از اعتراف به عدم تساوى ميان خدا و بتهايشان هستند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٦٠