لغت و اعراب :
رأى يَرى رؤيةً - از باب مَنَع - : ديدن به چشم يا به دل و عقل ، و چون با الى متعدّى شود به معناى نظر و نگريستن باشد . تفيَّأ الظِّلُّ : بازگشت سايه . ظلال : جمع ظلّ ، سايه . شمائل : جمع شمال ، طرف چپ شىء ، و جمع آن به لحاظ افراد و مصاديق است . سُجّد : جمع ساجد . داخر : ذليل و رام . و هم لايستكبرون مرجع ضمير جمع هُم و فاعل چهار فعلِ آتى ملائكه است . من فوقهم متعلّق به « كائناً » كه حال است از ربّهم .
[ سجده و خوف موجودات از خدا ]
تفسير :
أَوَ لَم يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَىْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّداً للَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ
يعنى : آيا به سوى آنچه خداوند از اشيا آفريده است ننگريستهاند ( يعنى چرا كفار قريش كه در توحيد و ربوبيت خدا ترديد يا ردّ و انكار دارند به اعيان و اجناس سايهدار اين جهان نگاه نكردهاند ) كه چگونه سايهء آنها هنگام مقابله با خورشيد در اوقات پس از زوال ، از جانب راست و از اطراف و جوانب چپ بازمىگردد ؟
يعنى : مثلًا اگر انسانى پشت به آفتاب بايستد ، پس از ظهر سايهء او از مقابل رويش به سمت راست مىچرخد و اگر روى به خورشيد بايستد سايهاش از جانب پشت سر رو به طرف چپ مىچرخد . و اين مثال مربوط به محيط ماست كه در طرف قطب شمال قرار گرفتهايم و گرنه نقاط مختلف كرهء زمين و ايّام فصول در اين فرضيه فرق مىكند . و سجدهء سايه در آيهء 15 سورهء رعد نيز ذكر شده است . و غرض اين است كه همه بايد فكر كنند كه چگونه سايههاى اجرام در كرهء زمين در طرف صبح رو به جانبى است و در طرف عصر رو به جانب ديگر و بايد از اين مطلب پى ببرند به سبب حركتهاى اظلال و سايهها كه نشأت يافته از چرخش وضعى كرهء بزرگى در برابر كرهء بزرگترى است كه پيوسته دور او مىچرخد ، و پس از انديشه در عظمت اين دو كره و مأموريت تكوينى آنها به سير مستقيم و مستدير به گونهاى كه ميليونها سال اين حركتهاى منظم باقى است و اندك خللى در كارشان پيدا نشده ، خدا را بهتر بشناسند .