محتمل است اين جمله خطاب به مشركان مكه و اطراف آن در عصر نزول آيه باشد كه منكر نبوت بشر بودند و مىگفتند پيامبر بايد از جنس فرشتگان باشد . پس مراد از « اهل ذكر » علماى تورات و انجيل است كه مشركان با آنها تماس داشتند و در برخى از مسائل دينى و معنوى به آنها اعتماد مىكردند و خدا امرشان مىكند كه در اين مطلب رجوع به اهل كتاب كنند . و محتمل است خطاب به همهء مسلمين و پيروان قرآن باشد و مراد از « اهل ذكر » خصوص اهلبيت وحى و ائمهء معصومين باشد كه اهل ذكر و عالم به معارف قرآناند ؛ يعنى در اين مسألهء كلامى ( و به طور كلى هر مسألهاى كه ) همه بايد از اهلبيت وحى بپرسند .
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
يعنى : و همهء آن رسولان را همراه بيّنات و زُبُر فرستاديم . « بيّنات » يعنى دلايل روشن و حجت بالغه و معجزات قانع كننده ، و « زبر » يعنى كتابهاى آسمانى .
و اى پيامبر ، به سوى تو هم اين قرآن را كه ذكر است ، يعنى سراپا يادآورى از معارف دينى و اصول عقايد و ملكات نفسانى و فروع عملى و آداب و سنن عقلى و الهى است ، فرو فرستاديم تا آنكه براى مردم آنچه را كه به سوى آنها نازل شده است بيان كنى ، و تا شايد آنها فكر كنند و بينديشند .
أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ « 45 » أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِى تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ « 46 » أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ « 47 »
لغت و اعراب :
مَكَرَ الشىءَ : عَمِلَه ، يا به تقدير « مكروا المكرات السيّئات » . خَسَفَ به - از باب ضَرَب - :
فرو برد او را . يأخذهم فاعلش خدا يا عذاب است . تقلُّب : تردد و رفت و آمد . تخوَّفَ : ترسيد . و تخوَّف الشىءَ : به تدريج كم كرد آن را .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٣٩