تفسير :
وَأَلْقى فِى الْأَرْضِ رَوَاسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَاراً وَسُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
يعنى : و نيز خداوند در روى كرهء زمين كوههايى ثابت و استوار و ريشهدار بيفكند .
محتمل است مراد از « افكندن » اين باشد كه كوهها از كرات ديگر به سوى اين كره پرت شدهاند تا در محل خود جا باز كنند و مستقر گردند . و اين گونه كرد كه مبادا اين زمين شما را متزلزل و مضطرب كند ، يعنى به واسطهء زلزله و حركتهاى مختلف ، ساكنانش را در خطر اندازد . و نيز براى شما در اين زمين نهرهاى آب روان از كوچك و بزرگ و همانند دريا و نيز راههايى مختلف كوتاه و دراز ، مستقيم و منحنى ، كمعرض و پهن ، در صحراهاى هموار و كوه و دره قرار داد ، شايد شما به سوى هدفتان هدايت يابيد .
وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
يعنى : و نيز براى شما علامتها و نشانههايى قرار داد ، يعنى نشانهها براى هدايت و رسيدن به اهدافتان درروى اين كره از قبيل سمت خاور و باختر و شمال و جنوب و جهت وزش بادها ، و كوه و درهها و جريان آبها و جاذبهء قطب و غير آنها . و نيز آنها به وسيلهء ستاره رهيابى دارند . مراد طايفهء عرب آن عصر است كه مشهور به درايت در حالات نجوم بودند و به وسيلهء ستارهء قطبى جَدْى و ستارههاى ديگر راه صحرا و دريا را رهيابى مىكردند .
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لَّا يَخْلُقُ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
اين آيه متفرع بر شمارش نعمتهاى بىپايان عالم هستى است كه از آيهء چهار تا اينجا بدانها اشاره شده است . يعنى : پس آيا كسى كه پيوسته در اين جهان موجود مىآفريند و همهء موجودات آفريدهء اوست همانند كسى است كه هيچگونه آفرينشى ندارد ؟
مانند بتان و ساير معبودات مشركان كه خود جمادى بيش نيستند . پس آيا متذكر نمىشويد ؟ خطاب به مشركان است يا به مؤمنان .
وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ
يعنى : و اگر نعمتهاى خدا را بر شماريد هرگز احصا نمىكنيد . زيرا از كثرتشان
تفسير روان (فارسى) — صفحة 222
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٢٢