وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ « 4 » وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُم بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ « 5 »
تفسير :
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ
يعنى : و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان و لغت قوم خودش - مثلًا به قوم يهود موسى و هارون عِبرى زبان ، و به قوم نصارا عيساى سُريانى زبان ، و به قوم عرب محمّد عربى زبان صلى الله عليه و آله را فرستاديم - به خاطر آن كه براى آنها روشن كند ، يعنى بتواند رسالت خود و دين الهى و كتاب آسمانى را براى آنها به راحتى بيان نمايد پس مراد از « قوم خود » ارتباط در نسب نيست ، بلكه آشنايى كامل به زبان و آداب و رسوم و فرهنگ آنهاست .
بايد دانست كه مراد اين است كه ابتداى رسالت هر پيامبر به قومى بايد به زبان آن قوم باشد و ارسال پيامبرى عِبرى به نصارا و سُريانى به عرب و عربى به يهود نشايد . و اما توسعه و گسترش شريعتى از قومى به ملت و قومى ديگر مشروط نيست كه به زبان آن قوم باشد ، بلكه اين امر تابع عموميت آن شريعت است ، و از اينرو اسلام ، سرايت شريعت مسيح را به ملت عرب امضا كرد و گسترش شريعت اسلام را به ملتهاى غير عرب جهان جزو اهداف خود قرار داد .
فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِى مَن يَشَاءُ
يعنى : پس از آن كه فرستادهء خدا دعوت خود را ابلاغ نمود و اتمام حجت كرد ، خداوند هر كس را بخواهد گمراه و هر كس را بخواهد راهنمايى مىكند . يعنى كسى را كه دعوت
تفسير روان (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٨