إِلى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
يعنى : مراد از « به سوى نور » اين است كه مردم را به سوى راه خداوند مقتدر و ستوده ببرى . يعنى به راه معنوى توحيد و شريعت او كه عبارت است از اصول عقايد حقّه و فضايل نفسانى و فروع عملى آسمانى و علوم و معارف قرآنى . و ذكر دو صفت عزت و ستودهخصال بودن حق در اينجا براى اين است كه خداوند به اقتضاى قدرت و عزتش خواهد توانست اين كتاب و شريعت محتواى آن را در مجامع بشرى به هرگونه كه بخواهد و در هر زمان كه اراده نمايد پياده كند ، و به اقتضاى صفات حميدهاش پذيراشدگان كتاب و دين را مشمول توفيق و يارى در دنيا و بهترين پاداش در آخرت قرار دهد .
اللَّهِ الَّذِى لَهُ مَا فِى السَّماوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ
يعنى : مردم را وارد كنى به راه « اللَّه » و ذات يگانهء واجبالوجودى كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است علاوه بر خود آنها از آنِ اوست ، يعنى ملك حقيقى و مالكيت و حاكميت مطلقهاش به دست اوست به ملاك آن كه پديدآورندهء همه و حافظ و مدير و فانىكنندهء همه در موعد مقرر اوست . و واى بر كافران از عذابى سخت در دنيا و آخرت .
الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً أُولئِكَ فِى ضَلالٍ بَعِيدٍ
يعنى : كفارى كه زندگى اين دنيا را دوست دارند و بر آخرت ترجيح مىدهند ، بدين معنا كه از آخرت به كلى اعراض مىكنند . و آنها پيوسته از پذيرش راه خدا اعراض و امتناع مىورزند و نيز مردم را از راه خدا بازمىدارند ، و براى راه خدا كژى و اعوجاج مىطلبند ، يعنى مىكوشند مردم را از راه اسلام به سوى عقايد باطل سوق دهند . و يا آن كه سعى مىكنند پذيرا شدگان را در اصول و فروع آن در شك و ترديد افكنند و آن را منحرف و كهنه و غيرقابل عمل نشان دهند . آنان در ضلالت و گمراهى دور و درازى هستند ، زيرا در دنيا از عقايد حقّه و فضايل نفسانى و كردار نيكو دورند ، و در آخرت از سعادت و رحمت حق و مصاحبت نيكان و بهشت جاودان محروماند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٧