إِلَيْهِ مَرْجِعِكُمْ جَمِيعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقّاً إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ « 4 »
لغت و اعراب :
مرجِع مصدر و اسم زمان و مكان است . وعداللَّه مفعول مطلق است بهتقدير « وَعَداللَّه وعداً حقّاً » . ليجزى متعلّق به يعيد است . حميم : آب داغ و جوشان .
تفسير :
إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً وَعْدَاللَّهِ حَقّاً
اين آيه تذكّر به معاد است پس از تذكّر به مبدأ در آيهء قبل . و ظاهر آيه خطاب بهانسانهاست ، لكن بىترديد ، طبق دلايل قطعى ، همهء ذوى العقول از اجنّه و فرشتگان و شياطين ، بلكه پارهاى از غير آنها نيز در اين رجوع شريكاند . و ذكر عنوان رجوع بهخدا كه مستلزم دور بودن از او و دوباره بازگشتن است ، به خاطر اين است كه چون همه ، موجود ممكناند و ممكن به واسطهء صدور از واجب در مرتبهء پايينتر است ، گويى در مراحلى دور از مبدأند و پس از پايان دنيا و گذشت زمانِ تكليف و آزمايش مكلّفان ، همگى بهسوى واجب الوجود حركت مىكنند و به وسيلهء مرگ و پيمودن طول عالم برزخ ، در قيامت بهسوى او بازمىگردند . يَاأَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ [ انشقاق ، 6 ] و پس از پايان حوادث قيامت و انجام فرامين مربوطه ، همگى در نعمت يا عذاب ابدى مستقر مىشوند .
رازى چو يكى قطره كه از بحر جدا شد * آمد به سبو باز بشد جانب دريا
معناى آيه : بهسوى اوست بازگشت شما همگى و دستهجمعى ، و اين بازگشت را