تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
كرديم ؟ يعنى به مرد عادى و غيرمشهورى كه نه داراى ثروت است و نه از اعيان و اشراف قوم . و يا آن كه به مردى از نوع انسانى و جنس خودشان ، كه نه از فرشتگان است و نه از اجنّه و پريان . أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ يعنى : آنچه به او وحى كرديم اين بود كه مردم را هشدار ده و انذار كن ، و كسانى را كه ايمان آورده‌اند مژده ده به اين‌كه آنها را در نزد پروردگارشان تقدّم معنوى و مقام و رتبه‌اى راستين است . يعنى در دنيا آنها را دوست دارد و مشمول توفيقات خاص خود مىكند و به مراحل كمالات انسانى مىرساند و از گناهانشان مىگذرد ، و در آخرت در جوار رحمت خويش در بهشت عدن مسكن مىدهد . در اين آيه توجيه خطاب به عامهء مردم به عنوان انذار و بيم دادن ، و به مؤمنان به‌عنوان تبشير آمده ، به لحاظ آن كه استحقاق انذار در اكثريت ، بيشتر و استحقاق تبشير در مؤمنان بيشتر است و گرنه انذار و تبشير هر دو به‌دقت متوجه همه است . قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ يعنى : كافران گفتند : به يقين اين مرد جادوگر آشكارى است . و اين كلام را به خاطر قرآن او مىگفتند ، زيرا مىديدند كلامى است كه از توان بشرى خارج است ؛ لذا از روى كفر و عناد ، اعجاز آن را به نام سحر مىخواندند . إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ « 3 » لغت و اعراب : أيّام : جمع يوم ، يعنى روز روشن ، شبانه‌روز ، دوران و بُرهه‌اى از زمان كوتاه يا دراز . استوى على الشىءِ : مستولى و غالب شد بر آن ، استوى على ظَهر الدّابّة : مستقر شد بر آن .