شفيع : منضم شونده به چيزى كه او را يارى دهد ، واسطه و شفاعت كننده . ذلكم اللَّه ربّكم « ذلكم » مبتدا ، « اللَّه » صفت آن و « ربّكم » خبر آن است .
[ توصيف پروردگار ]
تفسير :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ
حقيقت اين است كه ربّ شما يعنى مربّى جان و تن و فرد و اجتماع شما خداوندى است كه آسمانها و اين زمين را در شش روز آفريد . يعنى در مدتى مساوى شش روز روشن كه تقريباً مطابق 72 ساعت است ، يا در مدت شش شبانه روز ، يا در شش دوران آفريد .
ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
يعنى : سپس بر تخت تسلّط و اقتدار و استيلا بر همهء آفريدهها قرار گرفت و شروع به تدبير نمود ، و همواره آنها را تدبير مىكند . يعنى همه را طبق قانون علّت و معلول و تأثير اسباب در مسبَّبات تحت اشراف مستقيم و ارادهء قويم خود اداره مىكند .
مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
يعنى : هيچ شفيعى نيست مگر پس از اذن او . شفيع در اينجا اعمّ است از واسطهء در تكوين و تشريع . اما در تكوين ، بدين معنا كه در شراشر اجزاى عالم هستى كه روى قانون علّيّت مىچرخد تأثير هر چيزى در چيز ديگر تحت اذن و ارادهء قطعى اوست . و امّا در تشريع بدين معنا كه در دنيا درخواست معصومان و فرشتگان و صالحان از خداوند نسبت به هر امرى و قضاى هر حاجتى به اذن اوست ، و در آخرت نسبت به هر عفو و گذشتى يا رفع درجهاى توقف به اذن او دارد .
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ
يعنى : اين خداوند با عظمت كه ذات واجبالوجود جامع همهء كمالات است ، پروردگار شما يعنى متكفّل امر تدبير و تربيت شماست ، پس او را بپرستيد . يعنى تنها به عبادت او پردازيد و بتهاى بىجان و جاندار را كه تأثيرى در تدبير و تربيت شما ندارند مگر به اذن او ، نپرستيد . آيا متذكر نمىشويد ؟