تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
لغت و اعراب : نجوا اسم مصدر است به معناى سخن سرّى ، و نام گروهى كه با هم سخن سرّى دارند ، و چيز پنهانى و سرّى ، مفرد و جمع و مذكر و مؤنث در آن يكسان است ، و مراد در اين‌جا معناى اول است . لَمَزَه - از باب ضَرَب و نَصَر - : عيب گرفت بر او ، به چشم و ابرو به او اشاره نمود . مطّوّع اصلش متطوّع از باب تفعّل است ، كسى كه خود را در طاعت به تكلّف اندازد ، كسى كه اعمال مستحبى را با طيب خاطر به‌جا مىآورد . تطوّع : انجام‌دادن كار نيك . جَهَدَ في الأمر - از باب مَنَع - : كوشش كرد در آن و به مشقت افتاد . جهْد - به ضم و فتح - : طاقت و توان . الذين يلمزون مبتدا و سخر اللَّه خبرش ، والذين لايجدون عطف است به مطّوّعين . تفسير : أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ استفهام براى نكوهش و توبيخ است . يعنى : آيا منافقان ندانستند كه خدا سرّ آنها و نجواى آنها را مىداند ؟ ( سرّ يعنى رازهاى نهفتهء دلشان از كفر و نفاق و قصد توطئه عليه مسلمين ، و نجوا يعنى مطالبى كه در سخنان بيخ گوشى تبادل مىكنند ) . و آيا ندانسته‌اند كه خداوند از همهء غيب‌ها به نحو كامل آگاه است ؟ غيب ، امر نسبى است ، يعنى چيزى كه از حواس ظاهره يا باطنهء هر ذىشعورى پنهان است ، در نزد او آشكار است . الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِى الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَايَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ يعنى : كسانى از منافقان كه بر مطّوّعين از مؤمنان در صدقاتشان عيب مىگيرند ( دربارهء مؤمنانى كه ثروت مالى دارند و به ميل و رغبت انفاق مىكنند يا صدقه‌هاى مستحب مىدهند ، مىگويند : اينان براى ريا و سمعه يا حبّ جاه و شهرت صدقه مىدهند ) و نيز بر كسانى از مؤمنان كه جز آخرين طاقت و توانشان چيزى پيدا نمىكنند و آن را صدقه مىدهند عيب مىگيرند و آنها را استهزا مىكنند ( آنان