و منافقان هيچ عيب و خردهاى از پيامبر و دين و رفتار او نگرفتند ( يعنى دربارهء اينكه چرا سخن كفر و باطل مىگويند و رفتار ضد اسلامى و فكر براندازى حكومت الهى را دارند بهانهاى نداشتند ) جز آن كه خدا و فرستادهء او آنها را بهواسطهء فضل و احسان خدا بىنياز نمودند . و اين كلام نظير آن است كه شخصى به شخصى بگويد : من در نزد تو هيچ گناهى ندارم جز آن كه به تو خوبى كردهام . زيرا اهل مدينه پيش از هجرت پيامبر اسلام در كمال ضيق و تنگى زندگى و فقر و فلاكت بودند و به بركت اسلام و حركت مسلمين و فعاليتشان در جنبههاى مختلف زندگى كه از آن جمله جنگها و پيروزىهاى توأم با انبوه غنائم جنگى بود ، سطح زندگيشان بالا رفت و فضل خدا شامل حالشان گشت و آنان به جاى شكر نعمت در فكر انتقام افتادند .
فَإِن يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَاباً أَلِيماً فِى الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِى الْأَرْضِ مِن وَلِىٍّ وَلَانَصِيرٍ
يعنى : پس اگر آنها توبه كردند و بهسوى حق برگشتند براى آنها خير و نيكو خواهد بود ، و اگر اعراض كردند و روى برتافتند خدا آنها را به عذاب دردناكى در دنيا و آخرت عذاب خواهد نمود ، و هرگز آنها را در روى اين زمين ، سرپرست و دوست و ياورى نخواهد بود .
وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الْصَّالِحِينَ « 75 » فَلَمَّا آتَاهُم مِن فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوا وَهُمْ مُعْرِضُونَ « 76 » فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ « 77 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٠٤