جنگ مؤمنان و حمله و نبرد آنان روى انگيزهء ايمان و اعتقاد قوى به مبدأ و معاد است كه در روح آنها صفات فاضله و غرايز پسنديده ايجاد مىكند ، مانند شجاعت و شهامت و جرأت و استوارى و اطمينان دل و يقين به پاداش و مشاهدهء خويشتن در وقت نبرد ميان دو فضيلت بارز و امر خطير شهادت و سعادت اخروى و پيروزى و اهداف دنيوى ؛ و كفّار بىترديد از اين حقايق غافلاند و تكيهء آنها تنها بر هوا و حبّ دنيا و جاه و مال است و اين امور هيچگاه آن انگيزهها را توليد نمىكند .
بايد دانست كه اين حكم يعنى وجوب مقابله و نبرد هر مسلمان با ده برابر خود از كفّار به گونهاى كه فرارش حكم فرار از زحف و حرام باشد ، از احكام حَرَجى و ضررى است و به تخصيص از تحت قاعدهء « لاحرج و لاضرر » بيرون آمده و در صدر اسلام براى ضرورت و اهميت امر ابلاغ دين و ايصال شريعت به جامعه تشريع شده بود و عمر طولانى هم نداشت ، زيرا حكم ضرورى در حد ضرورت قابل تشريع است و از اين رو پس از تشريع ، زود نسخ شد . و زمان تشريع و نسخ آن مجهول است و ظاهراً در ايام نبوت اين حكم بود كه پيامبر اسلام عموى خود حمزه را با سى نفر از مسلمين به جنگ سيصد نفر فرستاد و پيروزمندانه بازگشتند .
الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً
اين آيه اعلام نسخ حكم سابق است ، پس آن آيه از نظر محتوا ، منسوخ و از نظر قرآنيت و قرائت ثابت است ، مانند جملهء فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَىْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً [ مجادله ، 12 ] .
معناى آيه : اكنون خدا به شما تخفيف داد ، يعنى حكم وجوب مبارزهء هر مسلمان با ده برابر خود را نسخ نمود ، و دانست كه در شما ضعف و ناتوانى هست ، يعنى نيروى ايمان شما در آن حد نيست كه حكم فوق دربارهء شما ادامه يابد . و مراد از « دانستن خدا » حدوث علم در او نيست ، بلكه مراد اين است كه علم ازلى او به اين امر كه در لوح محفوظ نيز مندرج بود دربارهء شما تحقق خارجى پيدا كرد و علم قديم بر معلوم حادث منطبق گشت .
فَإِن يَكُن مِنكُم مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِنكُمْ أَ لْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ
يعنى : پس از نسخ حكم سابق حكم ديگرى كه براى شما تشريع شده لزوم مقابلهء
تفسير روان (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٣٠