همين صورت كه بر مردم مىخوانم انشا و كلام و ساختهء خود پروردگار است و احدى را در آن دخالتى نيست . يعنى در سير نزولى آن از علم ازلى الهى به قلم و از آن به لوح محفوظ و از آنجا به قلب جبرئيل و از زبان او به قلب مبارك پيامبر و از آنجا به گوشها و دلهاى مجتمع همه به هدف اين كه پس از پيمودن اين مراحل مقدماتى پنجگانه در مرحلهء ششم در هدف اصلى يعنى پياده شدن در مجامع بشرى استقرار يابد و كسى را در آن دخل و تصرفى نيست حتى جبرئيل امين و فرشتگان وحى و خود پيامبر اسلام . و فى المثل اين كتاب همانند قصيدهاى است از شاعرى چيرهدست كه مدّاحى ، آن را در ميان جمعيتى مىخواند و مداح را جز نيكوخواندن تصرفى نيست .
هذَا بَصَائِرُ مِن رَبِّكُمْ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
يعنى : اين قرآن بينايىهايى براى قلبها و وسايل بينش دلها از جانب پروردگار شماست ، و سراپا هدايت و رحمت است براى گروهى كه ايمان مىآورند .
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ « 204 » وَاذْكُر رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ وَلَا تَكُن مِنَ الْغَافِلِينَ « 205 » إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَايَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ « 206 »
لغت و اعراب :
انصات : سكوت همراه با گوشدادن . تضرّع : ناله و زارى . خيفة : بيم . و تضرّعاً و خيفة مصدر و حالاند از فاعل « اذكر » . و دون الجهر عطف است به تضرّعاً . غدوّ : جمع غُدوَه ، صبحگاه يعنى بينالطلوعين ، يا از اول روز تا ظهر . آصال : جمع اصيل ، شامگاه ، از وقت نماز عصر تا غروب .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧١