سپس به عدم مىشود ، اگر در آن حد از تجلّى كه خدا در قيامت بر نفوس صالحان مىكند و آنها متحمل مىشوند و مىپذيرند و خشنود مىگردند ، در دنيا انجام دهد نفوس بشرى هرچند شاخصترين فرد آنها همانند كوه مندك و نابود مىگردد .
وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
يعنى : و موسى بيهوش و مدهوش بر زمين افتاد . و ظاهر آن است كه ترس موسى بهخاطر رؤيت فروپاشى كوه از دور نبود ، زيرا موسى همان شخص است كه حوادث عجيب و دهشت زاى زيادى ديده و ترس او در وهلهء اول از افكندن عصا زايل گرديد و از جملهء لَاتَخَفْ إِنِّى لَايَخَافُ لَدَىَّ الْمُرْسَلُونَ [ نمل ، 10 ] درس كامل گرفت . و پس از آن بود كه دوبار عصا را اژدها كرد ، ادوات عظيم جادوگران و بلكه عدهء بيشمارى از مردم را عصايش به كام كشيد ، كوه بزرگى را بر بالاى سر مخالفانش به خواست خويش يا بهدست خويش نگه داشت ، عصا را بر درياى روانى بزد و جادههاى وسيع اعجابانگيز به وجود آورد . بلكه ترس او از اين بود كه مبادا درخواست رؤيتش غضب خدا را برانگيخته باشد و از آثارش اندكاك كوه باشد ، و شاهد اين مطلب توبهء اوست .
قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى الْنَّاسِ بِرِسَالاتِي وَبِكَلَامِي فَخُذْ مَاآتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ « 144 » وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الْأَلْوَاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُورِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ « 145 »
تفسير :
قَالَ يَا مُوسَى إِنِّى اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاتِى وَ بِكَلَامِى
يعنى : خدا فرمود : اى موسى ، همانا من تو را به پيامهاى خود و سخن گفتن با تو ، بر
تفسير روان (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١١٦