تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

[ آيا ديدار خدا ممكن است ؟ ]

وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِى أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِى يعنى : و چون موسى در سر قرارداد ما بيامد ، يا در مكان قرار ما حاضر شد و پروردگارش با او تكلم كرد ، گفت : پروردگارا ، خود را به من نشان ده تا به تو بنگرم . خدا فرمود : هرگز مرا نمىبينى . يعنى توان ديدن مرا ندارى . بايد دانست كه بسيار مستبعد و دور از مقام رسالت و بعيد از عقايد ما دربارهء رسولان الهى است كه از خداوند رؤيت با ديدهء سر و حاسّهء ظاهرى بطلبند و امر بزرگ و عظيمى را كه نزد عقل ، استحالهء آن روشن است بخواهند . بلكه ظاهراً مراد موسى رؤيت به قلب بوده كه بر دو قسم است : رؤيت قلبى در دنيا در آن حد كه براى اولياى الهى پس از مشاهدهء آثار جمال و جلال او حاصل مىشود . و رؤيت قلبى در آخرت در حدى كه پس از مشاهدهء عالم آخرت و آثار جمال و جلال ربوبى تحقق مىيابد . و حصول اين قسم در دنيا براى بشر غيرممكن است و موسى بن عمران اين قسم را در دنيا طلبيد و اين همان است كه در سورهء قيامت آيات 22 و 23 دربارهء نيكان در قيامت مىفرمايد : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ، إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ و جواب نفى مربوط به اين قسم است . وَلكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِى يعنى : خداوند پس از نفى رؤيت به نحو مؤبّد ، فرمود : و لكن به سوى آن كوه بنگر ، اگر كوه در جاى خود ثابت و پايدار ماند تو نيز به زودى مرا مىبينى ، يعنى ديدن من به‌وقوع و تحقق نزديك مىشود . و طبعاً موسى به سوى آن كوه كه معلوم نيست كوه طور بوده يا كوهى در اطراف آن ، به دقت نگريست . فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً يعنى : پس چون پروردگار موسى بدان كوه تجلّى نمود ( تجلّى ظهور و انكشاف است و ظاهراً شمّه‌اى از اوصاف جلال خداوند مانند غضب و هيبتش بر آن كوه ظهور كرد ) آن را خرد و غبار كرد ، همانند آن كه همهء كوه‌ها در روز قيامت چنان خواهد شد وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكَانَتْ سَرَاباً [ نبأ ، 20 ] . بايد دانست كه ايجاد آن منظره براى موسى به خاطر تقريب ذهن او بوده كه چنان‌كه كوه با اندكى از تجلّى ربوبى ماهيت و هويت خود را از دست مىدهد و تبديل به غبار ،
تفسير روان (فارسى) — صفحة 115 | الشيخ علي المشكيني