كيفر دنيوى معاصى بردگان شده است . و مراد از « احصان » در دو مورد ، شوهردار و مدخوله بودن زنهاست .
معناى آيه : پس چون كنيزان بهوسيلهء ازدواج با شما محصَنه شدند و پس از آن زنايى بهجا آوردند ، آنچه به عنوان كيفر و حدّ زنا بر آنها ثابت مىشود نصف حدّ و كيفرى است كه بر زنهاى آزاد است .
گويى احصان دربارهء آنها بىاثر است و تنها حكم بردگى را دارند . و مقتضاى اين حكم اين است كه از حدودى كه براى زنهاى آزاد است آنچه قابل تنصيف نيست مانند قتل و رجم ، از آنها ساقط است و تبديل به تازيانه مىشود ، و آنچه قابل تنصيف است مانند صد ضربه تازيانه دربارهء آنها نصف مىشود .
ذَ لِكَ لِمَنْ خَشِىَ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَ أَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ
يعنى : اين اباحه و ترخيص ازدواج با مِلك يمين از آنِ كسى يا كسانى از شماست كه از شدت امر بترسند ، يعنى از سختى عزوبت و از احتمال ارتكاب گناه شهوت هراس داشته باشند . و با اين همه صبر كردنتان كه با كنيزان ازدواج نكنيد تا توان ازدواج با آزادگان پيدا كنيد براى شما بهتر است .
اين بهترى نه از باب اين است كه آزاد و برده از نظر انسانيت و فطرت و اسلام فرق دارند ، بلكه از اين راه كه زن انسان مِلك ديگرى باشد نظير خانهء اجارهاى خود محذورى است ؛ علاوه آن كه فرزندان انسان در معرض خطر بردگى قرار مىگيرند ، و طبعاً زنِ برده انقطاع از غير و اتصال به شوهر را همانند آزاد ندارد و بسا هست كه مولى او را مىفروشد يا به وارثش يا وارثهايش مىرسد و افراد نامناسبى به سراغ زن انسان مىآيند . ولى همهء اين محذورات را نياز مرد جوان به زن ، رفع مىكند ، و از اينرو همهء علماى تسنّن نيز به جواز اين ازدواج رأى مىدهند ، ولى با اينكه هيچ يك از اين محذورات در زن متعه نيست آن را حرام مؤكّد و به حكم زنا مىدانند هر چند انسان در شدت سختى قرار گيرد !
وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
يعنى : و خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 50
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٠