تفسير :
[ قرآن منشأ بركت ]
ثُمَّ ءَاتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ
يعنى : سپس به موسى كتاب داديم . مراد از كلمهء « ثمَّ » اين است كه پس از آن كه كليات و مشتركات شرايع آسمانى را به نحوى كه در آيات قبل اشاره شد براى پيامبران پيش از موسى از نوح و ابراهيم و برانگيختگان در فواصل آنها تشريع كرديم و در كتابهايشان نگاشتيم ، به موسى كه سومين پيامبر اولواالعزم داراى شريعت مستقل است كتاب آسمانى تورات داديم .
تَمَاماً عَلَى الَّذِى أَحْسَنَ
يعنى : براى تتميم و تكميل كليات شريعت و عرضهء آن بر مردمى كه نيكوكار بودند ، يا به احكام پيشين خود نيكو عمل كرده بودند . و مراد ، نيكان قوم موسى هستند .
وَ تَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَىْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ
يعنى : و براى اين كه تفصيل همه چيز و هدايت و رحمت باشد . يعنى كتاب موسى نسبت به همهء احكام اصولى و فروعى شريعت و معارف دينى و برنامههاى مورد نياز جامعه ، توضيح و تفسير گسترده باشد ، و براى اين كه مايهء هدايت و رحمت باشد ، شايد آنان به لقاى پروردگارشان ايمان آورند .
وَ هذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ
يعنى : و اين قرآن ، كتابى است كه ما آن را فرو فرستاديم و پربركت است . يعنى اين كتاب را نيز در پى ابلاغ كليات شرايع آسمانى نازل كرديم براى تفصيل شرايع و تكميل آن به نحوى كه جامعهء بشرى تا انقراض نسل خود نيازمند كتاب و شريعتى جديد نباشد .
و مراد از كلمهء « انزال » كه مكرراً در اين كتاب در توصيف خود آن آمده عبارت است از فرود آمدن مجموع و دفعى آن در مراحل و منازل مختلف . يعنى نخست از علم ازلى الهى به لوح محفوظ ، و از آنجا به قلب جبرئيل امين ، و از آنجا به صفحهء دل پيامبر اسلام و از آنجا به متن جامعهء بشرى . و مراد از وفور بركت آن انتشار علوم و معارف آن است در ميان مجامع بشرى و مسلمين جهان و افكار متفكران و دانشمندان و عقلاى منصف جهان ، و تأثيرات عجيب اصول و فروع و اخلاق و آداب شريعتى است كه آن