تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
و نيز از رسوم جاهليت آن عصر كه تا امروز هم فىالجمله باقى است اين بوده كه همسران خود را اگر مورد ميلشان نبودند و قصد جدايى از آنها داشتند به تدريج از حقوق شرعى خود ممنوع مىكردند ، انفاقات لازم خوراكى و پوشاكى و مسكن مناسب شأنش را نمىدادند و حسن معاشرت در حقوق زناشوئى را مراعات نمىكردند تا آنها را در مضيقه قرار دهند و برخى از آنچه را كه به عنوان مهر يا نفقهء تمليكى يا اموال مشروط ضمن‌العقدى و غيره به آنها داده‌اند پس بگيرند . معناى آيه : و هرگز آنها را از حقوق خود منع نكنيد و در تنگنا قرار ندهيد تا برخى از آنچه را به آن‌ها داده‌ايد خود ببريد يا از بين ببريد . إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يعنى : مگر آن كه آنها عمل زشت روشنى به‌جا آورند . مراد از فاحشهء مبيّنه هر گناه كبيره‌اى است كه حرمتش در شرع و قبحش در نزد عقل روشن باشد ، يا خصوص زناست . و استثناى اين جمله از « لَا تَعْضُلُوهُنَّ » يا « آتَيْتُمُوهُنَّ » ملازم اين است كه منع همسر از حقوق واجبه‌اش در اين‌صورت حلال باشد و هم‌چنين پس گرفتن آنچه به او داده است جايز باشد . اما هر دو صورت طبق ادلّهء ديگر مورد اشكال است ، زيرا كيفر عمل زشت منع حقوق يا اخذ اموال خاطى نيست بلكه اجراى حدود شرعيّهء معيّنه و تعزيرات است . و مىتوان در معناى آيه گفت كه مراد اين است كه اگر از آنان فاحشه‌اى صادر شد شوهر مىتواند برخى از حقوق مستحبه مانند حق مضاجعه ، توسعهء در نفقه ، ترك ازدواج با زن ديگر را از او قطع نمايد تا مجبور به پرداخت برخى از مهر شود يا به گذشت از برخى حقوق معاشرتى گردد . وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً يعنى : با همسرانتان معاشرت و رفتارى به معروف نماييد به گونه‌اى كه شرع واجب يا مستحب كرده و عقل آن را پسنديده دانسته . و اگر قلباً آنها را دوست نداريد و از آنها كراهت داريد شتاب در جدايى و طلاق نكنيد ، چه آن كه بسا هست چيزى را خوش نداريد و از آن نفرت داريد و خدا در آن براى شما خير فراوانى قرار مىدهد .