لغت و اعراب :
[ دورى از منكرات خدا و نبوت ]
كَذَّبَ به مرجع ضمير مجرور « عذاب موعود » است . خاضَ الماءَ - از باب نَصَرَ - : داخل شد در آن ، و غالباً در مورد وارد شدن به سخنان باطل و ناروا استعمال مىشود . يخوضون فى آياتنا به تقدير « خوضاً باطلًا » . و إمّا ينسينّك « ما » زائده و تقدير « إن يُنسِك » است . ذكرى : مصدر و مفعول مطلق فعل مقدّر است به تقدير « تذكّرهم تذكرة » يا « نذكّرهم تذكرة » .
تفسير :
وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ
يعنى : اى پيامبر ، قوم تو آن عذاب را تكذيب كردند . ( مراد از قوم پيامبر ، مشركان مكّه يا همهء عرب است نظير : وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن رسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ [ ابراهيم ، 4 ] و مراد از عذاب ، عذاب افتراق يا آنچه به فرود آمدن آن از بالا يا پايين هشدار داده بود ) در حالى كه آن كتاب يا آن وعده حقّ و ثابت است . به آنان بگو : من هرگز وكيل شما نيستم تا شما را از تكذيب مانع شوم يا به تصديق وادارم . يعنى من متكفّل ايمان شما و ضامن پاداش يا كيفر شما در دنيا و كفيل ثواب و عقاب شما در آخرت نيستم ، بلكه وظيفهء من ابلاغ و اتمام حجت است و باقى بر عهدهء خداست .
لِّكُلِّ نَبَاٍ مُّسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ
يعنى : براى هر چيزى از وعدهها و تهديدهاى اين كتاب قرارگاه و زمانى معين در دنيا و آخرت است كه حتماً در آن تحقق مىيابد ، و به زودى خواهيد دانست . و اين وعده زود صورت گرفت ، زيرا گروهى از مشركانِ مورد تهديد پس از اندك زمانى در جنگ بدر عذاب خدا را چشيدند .
وَ إِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِى ءَايَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِى حَدِيثٍ غَيْرِهِ
پيامبر اسلام و همهء يارانش در مكّه در اقليّت كامل بودند و همواره طبق اقتضاى عادت و ايجاب انس با ارحام و جامعه در مجامع عمومى شركت داشتند و در ضمن به دعوت خود ادامه مىدادند و طبعاً معارضه و ردّ و تكذيب و استهزا هم مىشنيدند . در اين زمينه