تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
يگانه بازنمىگردند و از او طلب آمرزش نمىكنند ؟ يعنى چگونه در تاريخ متمادى از زمان ظهور اين پندارهاى پليد شرك‌آور در ميان آنها تا زمان نزول اين آيات طبق قضاوت عقلشان و چگونه در عصر ظهور اسلام طبق دلايل روشن و منطق رساى پيامبر اسلام ، توبه نكرده و نمىكنند و به حق بازنمىگردند ، در حالى كه خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است يعنى حتى گناه شرك را كه بالاترين گناهان است پس از توبه مىآمرزد . مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ « 75 » قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً وَاللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ « 76 » لغت و اعراب : خلا الشىءُ - از باب نَصَر - : گذشت . أَفَكَ - از باب ضَرَب - : دروغ گفت . أَفَكَه عن رأيه : منصرف و منقلب نمود او را از رأى خود . تفسير : مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ اين آيه نيز در ردّ قول به شرك و وجود الوهيت در مسيح است به هر نحوى كه باشد . معناى آيه : مسيح بن مريم جز رسول و فرستاده‌اى نبود كه پيش از او نيز فرستادگانى گذشته‌اند . يعنى همهء آنها بشر بودند و خدا پس از تماميت عمرشان همه را به عالم ديگر برد و هيچ‌يك خدا نبودند .