تفسير :
يعنى : قوم موسى پس از پيشنهاد آن دو نفر گفتند : اى موسى هرگز و ابداً تا آنها در آن سرزمين هستند ما وارد آنجا نخواهيم شد ، پس تو خود با پروردگارت برويد و با آنها بجنگيد ، ما همينجا نشستهايم .
مرادشان اين بود كه خود بجنگ و خدايت مدد غيبى كند يا فرشتگانش را همراه تو سازد ، و يا قائل به تجسّم ذات احديت بودند و مىگفتند : خدا همراه تو وارد جنگ شود . و اين كلام از آنها دلالت بر غايت جهل و جرأت آنها بر پيامبرشان و خطا در معتقداتشان دارد . و مسألهء تجسّم ذات حق در ميان يهود از روز اول كه به موسى گفتند : اجْعَلْ لَّنَآ إِلهًا كَمَا لَهُمْ ءَالِهَةٌ [ اعراف ، 138 ] مورد علاقهء آنها بود ، و گفته مىشود اين عقيدهء فاسد در ميانشان تا امروز دنيا از اغلب كردار و گفتارشان محسوس است .
قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ « 25 » قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ « 26 »
لغت :
تاه - از باب ضَرَب - : متحيّرانه رفت ، گمراه شد . تيه : تحيّر و گمراهى .
تفسير :
قَالَ رَبِّ إِنِّى لَآأَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِى وَ أَخِى
ظاهر آيه اين است كه در آن هنگام احدى در فرمان موسى و برادرش نبود و موسى جز خود و برادرش بر كسى تسلّط نداشت . لكن بدون شك در ميان آن قوم عدهاى هر چند اندك وجود داشتند و حداقل يوشع و كالب بودند ، پس مراد از آنچه موسى آن را به خود و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٣٨