تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
لغت و اعراب : فبما « با » سببيه و « ما » زايده است به تقدير فبنقضهم . قَسا القلبُ - از باب نَصَر - : شديد و محكم شد . حرَّف الكلامَ جا به جا كرد آن را . خائنة : مصدر است به معناى « خيانت » مانند طاغية و كاذبة ، يا اسم فاعل است به تقدير طائفة خائنة . صَفَحَ عنه - از باب مَنَع - : اعراض كرد از او ، بخشيد او را . تفسير : فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَ نَسُواْ حَظّاً مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ اين آيه دربيان تحقّق ذيل آيهء سابق دربارهء آنها و عروض عواقب وخيم آن است . يعنى پس به سبب اين‌كه آنها در امتداد تاريخ از آن روز تا نزول قرآن پيمانشان را كه عمدهء محتواى آن ايمان به فرستادگان خدا و يارى آنها بود شكستند ، يعنى رسولان خدا را منكر شده ، يارى نكردند و نماز و زكات و دادن قرض را ترك نمودند ، آنها را لعن كرديم ، يعنى رحمت و توفيقات غيبى خود را از آنها بريديم و در ضلالتشان رها كرديم ، و يا در آسمان‌ها براى فرشتگان و در زمين در كتاب‌هاى مُنزَل خود در حقّ آنها انشاء لعن و نفرين كرديم ؛ و دل‌هاى آنان را سخت و محكم نموديم كه در نتيجهء آن همواره كلام خدا را در تورات و انجيل از مواضع اصلى خود جا به جا مىكنند ، يعنى گاهى حذف و گاهى تبديل به كلامى ديگر و گاهى در معنا تأويل مىكنند ، و عاقبت بهرهء وافرى از آيات آن كتاب را كه بدان تذكر داده شده بودند يعنى وسيلهء پند و اندرز آنها بود به فراموشى سپردند ، يعنى عبارت‌هاى الهى از كتاب آسمانى و از اذهان آنها فراموش گرديد ، يا معانى و معارف آن فراموش شد . وَ لَاتَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ يعنى : اى پيامبر ، پيوسته و هميشه بر گروه و باندى خائن و يا بر خيانتى از آنها مطّلع مىشوى ( نظير دروغ‌پردازى ، فريب‌كارى ، پيمان‌شكنى ، دادن اسرار به دشمن ، يارى