تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
إِلَّآ أَن يَصَّدَّقُواْ استثناء از وجوب پرداخت ديه براى مقتول در فرض اول و سوم است . يعنى : مگر آن كه وارثان ميت تصدّق دهند ، كه ديه را به قاتل ببخشند و او را برىءالذمّه نمايند . و اطلاق صدقه بر ابراء ذمّه براى ترغيب در اين عفو است كه همانند تصدّق در راه خداست . و اين در جايى است كه وارث ، قاصر يعنى صغير و مجنون نباشد و گرنه بخشش جايز نيست . فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ يعنى : پس اگر مقتول به قتل خطا از گروهى است كه دشمن شما هستند ، يعنى او مؤمن و همهء وارثان او كافرند ، در اين‌جا نيز كفّاره يعنى آزاد كردن برده‌اى مؤمن واجب است ؛ و از ديه صحبتى در آيه نيست ، زيرا ورّاث نسبى و سببيش كافرند و كافر از مسلم ارث نمىبرد . و بالأخره ارثش از آنِ امام خواهد بود و نمىتوانيم بگوييم ديه ندارد ، زيرا « لا يُطَلُّ دَمُ امرءٍ مسلم » خون هيچ مسلمانى نبايد پايمال شود . وَ إِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُم مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ يعنى : و اگر مقتول از كفّارى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است ، مثل پيمان صلح يا متاركهء جنگ ، پس بر عهدهء قاتل است كه ديهء او را كه هشتصد درهم است به ورثهء او بپردازد و يك بردهء مؤمن هم به عنوان كفّاره آزاد كند . فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ يعنى : و اگر قاتل در هريك از موارد سه گانه برده پيدا نكرد ، بر اوست كه عوض آن دو ماه پياپى روزه بگيرد . و تعبير « فمن لم يجد » دلالت مىكند بر اين كه خصال كفّاره قتل خطائى مرتّبه است ، يعنى اول بايد بردهء مؤمن آزاد كند و اگر ميسّر نشد ، دو ماه روزه بگيرد . و در روايات باب ثابت شده كه اگر روزه هم ممكن نبود ، به شصت نفر فقير طعام بدهد . و معناى پياپى اين است كه يك ماه را كامل و متّصل روزه بگيرد و از ماه دوم هم يك روز يا دو روز روزه بگيرد و اين كافى است كه صدق تتابع نمايد و باقى را اگر جداجدا هم انجام دهد ، مانعى نيست . تَوْبَةً مِّنَ اللَّهِ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيماًحَكِيماً « توبةً » دليل از وجوب صيام است ، يعنى : تبديل آزاد كردن برده به روزهء دو ماه براى