و از برخى روايات استفاده مىشود كه چون پارهء بدن بقرهء مذبوح ، به بدن مقتول خورد بلافاصله روانش به قالب برگشت و از جاى برخاست و خود را در محضر موسى پيامبر خدا و انبوه طرفين دعوا و ميان اجتماع مردم ديد ، كيفيت كشته شدن خود را به دست پسرعموها بازگو نمود و خداوند به او عمر طولانى دوباره عطا فرمود و دو قاتل وى به عنوان قصاص كشته شدند .
و اما اينكه چرا خداوند ، خود ابتدا قاتل را معرفى نكرد يا مقتول را خود زنده نكرد و چرا جزء خاص بدن گاو مذبوح را به او زدند ؟ اسرارش درست بر ما روشن نيست ، لكن در روايات آمده كه خدا مىخواست اظهار قدرت كند كه تلاقى دو جسم بىجان ممكن است سبب ايجاد يك جان شود . و بنگر چگونه تلاقى نطفهء ماده و نر را در انسانها و حيوانات و گياهان سبب حيات قرار مىدهد ! و نيز در روايت وارد است كه آن ماده گاو از آنِ جوانى فقير بود كه در حق پدر خود بسيار نيكوكار بوده و خدا خواست ماده گاو او را به بهاى گزافى بخرند و او را غنى و بىنياز سازد .
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ اْلأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَ مَا اللّهُ بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ ( 74 )
دلهاى سختتر از سنگ
لغت و اعراب :
قَسا الشىءُ - از باب نَصَر - : غليظ و محكم شد . ذلك اشاره است به معجزهء احياى مرده . حجاره : جمع حجر يعنى سنگها . يشّقّق اصلش يتشقّق بوده است ، از مادّهء « شقّ » به معناى شكاف . هبط الشىءُ : فرود آمد .
تفسير :
« ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّنْ بَعْدِ ذَ لِكَ فَهِىَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً »
تتمهء خطاب به طايفهء يهود است . يعنى : پس از مشاهدهء زندهشدن ميت و تحقق چنين معجزهاى عجيب كه دلالت بر قدرت و عظمت خداوند و فرارسيدن روز جزا دارد ، به جاى آنكه بترسيد و به حق بگرويد ، دلهاى شما قساوت يافت و سخت شد و اينك قلوبتان مانند پارههاى سنگ است يا