وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادّارَأْتُمْ فيها وَ اللّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ ( 72 )
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللّهُ الْمَوْتى وَ يُريكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 73 )
لغت :
ادّارأتم اصلش تدارأتم بوده أى تدافعتم يعنى نزاع كرديد و يكديگر را دفع و رد نموديد .
تفسير :
« وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّ ارَءْتُمْ فِيهَا وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ »
در مورد اين آيه كه نخستين آيه در بيان يكى از حوادث مهم بنىاسرائيل است قصص متعدد و مختلف نقل شده و ما در ذيل آيهء 67 به قصهء كوتاهى اشاره كرديم بدان اندازه كه مراد از آيه روشن شود . مىفرمايد : و به خاطر آوريد هنگامى را كه در ميان خودتان كسى را كشتيد و دربارهء آن قتل و شخص قاتل به نزاع و مدافعه برخاستيد ، و خداوند اراده كرده بود كه آنچه را پنهان مىداشتيد آشكار سازد .
« فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا »
ضمير مفرد « اضربوه » به نفس برمىگردد به لحاظ مقتول يا ميت ، و ضمير مؤنّث « ببعضها » به بقره . و حاصل آن كه پس از كشتن بقره در طريق رسيدن به مقصود و كشف واقع ، به آنها گفتيم كه بعضى از اجزاى بقره را به بدن آن ميت بزنيد . آنها نيز چنين كردند و دُم يا زبان يا ران يا قطعهاى از استخوان آن را به جسد ميت زدند و به مجرد تلاقى دو جسم بى روح ، ميت انسانى زنده شد .
« كَذَ لِكَ يُحْىِ اللَّهُ الْمَوْتَى وَ يُرِيكُمْ ءَايتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
« كذلك » اشاره است به احياى ميّت مزبور . يعنى : همانگونه كه خداوند با تلاقى دو جسم بىجان ، مردهاى را زنده كرد و روح او را از عالم برزخ به بدنش بازگرداند ، مردهها را در قيامت زنده مىكند ، روح برزخى آنها را در جسم نوساخته از ذرات منتشر شده در ميان خاك وارد كرده و بدين وسيله آنها را زنده مىكند ، و اينچنين آيات و نشانههاى خود را همواره در محيط زمين به شما نشان مىدهد ، شايد بينديشيد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٩٥