آمدن همه از قبرها و منتظر حوادث قيامت بودن « ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ » [ زمر ، 68 ] . سوم ، آيهء نفخهء احضار در محكمهء حق براى حساب و سنجش اعمال و داورى « وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا » [ كهف ، 99 ] و « إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ » [ يس ، 53 ] ، زيرا نفخهء اول داخل در يميتكم است ، يعنى در نفخهء اول بقاياى انسانها و حيوانات زنده و اجنّه و فرشتگان مىميرند و ارواحشان به برزخيان ملحق مىشود ، و خارج از شمول اين نفخه ، تنها ارواحى هستند كه در آيهء اول استثنا شدهاند . و اما نفخهء دوم و سوم طبق تفسير جملهء « ثم اليه ترجعون » داخل در اين جملهاند ، يعنى پس از انقضاء حيات برزخى ، به وسيلهء دو نفخه در حضور خداوند حاضر خواهيد شد ، و بنابراين نفخهء دوم كه نفخهء احياء همه است احياء حقيقى نسبت به اجساد مردگان است ، و اما نسبت به ارواحشان كه در برزخاند ظاهر برخى از ادلّه ، انتقال است بهسوى اجسادشان ، لكن مقتضاى ظاهر « أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين » اين است كه مىميرند و با ارتباط و جفتشدن با اجساد جديدالخلقهء قيامتى زنده مىشوند ، « و اذا النفوس زوّجت » أى مع الأجساد .
هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي اْلأَرْضِ جَميعًا ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِ شَيْءٍ عَليمٌ ( 29 )
لغت :
استوى الى الشىء : قصد كرد آن را . سَوَّى الشىءَ : منظّم ساخت آن را .
تفسير :
« هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَكُم مَّا فِى الْأَرْضِ جَمِيعاً »
يعنى : اوست كسى كه همهء آنچه در اين زمين است براى شما انسانهاى ساكن آن آفريده ،
« ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَآءِ فَسَوَّ يهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ »
يعنى : پس از آفرينشِ آنچه نياز بشر است در زمين ، اراده و قصد او متوجه بهسوى آفرينش آسمان شد ، يعنى بهسوى دخانى ( دودى و گازى ) كه مواد اوليهء آسمانها بود ، پس آن را هفت عدد آسمان بساخت .
ظاهر آيه اين است كه آفرينش زمين پيش از آسمانها بوده ، ولى در آن حال در زمين چيزى از
تفسير روان (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٦